تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٣ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
اللَّه آن شب كه مرا اينجا آوردى زنانى ديدم كه بجمال و صورت زن دنيا نبودند رسول (ص) گفت ايشان حور العين بودند كه حقتعالى ايشان را بعروسى تو فرستاد بجهت كرامت پدر و شوهرت ايشان را در اينسخن بودند كه كسى آمد و گفت يا رسول اللَّه زنان قريش بتهنيت فاطمه مىآيند با حلها و حليها رسول انديشه كرد كه همين ساعت اين زنان درآيند بحلها و حليهاى قيمتى و زينت تمام بخود كرده فاطمه ايشان را ببيند پريشان خاطر گردد بار خدايا حله فرست براى فاطمه كه زنان قريش مثل آن نديده باشند تا شماتت نكنند فى الحال جبرئيل نازل شد و براى او حله از بهشت آورد كه قيمة او زياده از دنيا و ما فيها بود فاطمه آن حله بپوشيد و بنشست زنان درآمدند و آن حله را بديدند متحير فرومانده گفتند يا فاطمه اين حله از كجا آوردى كه ما هرگز مثل اين نديدهايم همانا كه در دنيا مثل اين نباشد فاطمه فرمود كه
هذا من عند اللَّه
اين را از نزد خدا آوردهاند القصه فاطمه (ع) بفرموده پدر بزرگوار خود بتسبيحات مذكوره مداومت مينمود و خود خدمت خانه مينمود تا آنكه امام حسن (ع) از كتم عدم بوجود آمد روزى فاطمه بسبب بسيارى خدمت و بيدارى شب استراحت فرموده بود امير المؤمنين (ع) در بزد جواب نشنيد اما او از آسيا ميآمد كه مىگرديد و گهواره امام حسن (ع) ميجنبيد از شكاف در نگاه كرد فاطمه را ديد خفته و آسيا ميگردد و گهواره ميجنبد از آن متعجب شده بازگشت و رسول را از آن خبر داد رسول (ص) فرمود كه
اما عملت ان اللَّه فى الارض ملائكة موكلين بمعونة ال محمد (ص)
نميدانى كه خداى را در زمين فرشتگانند موكل بمعونت و يارى آل محمد و باقى تفاصيل كرامت و معجزات اهل البيت (ع) در كتب مبسوطه مسطور است (فمن اراد ان يطلع عليها فليطالع ثمة) و بدانكه چون حقتعالى بيان تعداد نعم خود كرد بر بندگان در آيات متقدمه تا بشكرگذارى آن اقدام نمايند و بطاعت و عبادات او اشتغال نمايند و كفار كفران نموده بعبادت منعم حقيقى خود مشغول شدند از اين جهت تهجين ايشان نموده و تعجيز الهه ايشان از ضرر و نفع بقوله وَ يَعْبُدُونَ و ميپرستند مشركان مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى ما لا يَنْفَعُهُمْ آن چيزى را كه نفع نميرساند بديشان چون پرستش آن كنند وَ لا يَضُرُّهُمْ و زيان نكنند بايشان اگر او را نپرستند مراد اصناماند يا هر چيزى كه بدون او سبحانه پرستش ميكنند چه هيچ مخلوقى مستقل نيست در نفع و ضرر وَ كانَ الْكافِرُ و هست ناگرويده بوحدانيت الهى عَلى رَبِّهِ و نافرمانى پروردگار خود ظَهِيراً مظاهر و هم پشت شيطان و معاون او در عداوت و شرك و مخالفت و عصيان و اطفاى نور ايمان بدانكه ظهير بمعنى مظاهر است چون عوين و معاون و فعيل بمعنى فاعل