تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٢ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٤٠ تا ٤٩
در آن براى طلب معيشت و يا مقرر فرمود در روز برانگيختن را يعنى شما را در روز از خواب غفلت بر انگيخت مانند برانگيختن اموات پس اين اشارتست بآنكه نوم و يقظه انموذج موت و نشور است چه نوم مشابه موتست در قطع حيات و نشور كه برانگيختن است از خواب مماثل بعث اموات بعد از موت
(و النوم اخ الموت)
اشارتست باين و از جمله حكم لقمان (ع) كه بآن ارشاد پسر خود نموده آنست كه
(يا بنى كما تنام فتوقظ كذلك تموت و تنشر)
اى پسر من هم چنان كه بخواب ميروى پس بيدار ميشوى بهمين طريقه خواهى مرد و مبعوث خواهى گشت و در اين آيه با وجود دلالت آن بر قدرت خالق اظهار نعمت او است بر خلقان چه تنويم و ايقاظ متضمن كثرت فوايد دنيا و اخرويه است وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ و او آن كس است كه فرستاد بادها را بُشْراً در حالتى كه بشارت دهندهاند بباران بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ پيش از نزول رحمت او كه بارانست چه وزيدن بادها غالبا دلالت ميكند بر وقوع مطر در او ان آن بشر جمع بشور است و بشرى بمعنى مبشر و بين يدى رحمته استعاره مليحه است باى قدم المطر وَ أَنْزَلْنا و فرو فرستاديم مِنَ السَّماءِ از ابر يا از آسمان ماءً طَهُوراً ابى پاك كننده كه مزيل احداث و اخباث است لقوله تعالى وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ و طهور اسم ما يتطهر به است چون وضؤ و وقود كه اسم ما يتوضأ به و ما يوقد به است كما
قال ع التراب طهور المسلم و طهور اناء احدكم اذ اولغ الكلب فيه ان يغسل سبعا احديهن بالتراب
و يا مبالغه ظاهر است يعنى بسيار پاك و فعول اگر چه اغلب استعمال آن در اين دو معنيست لكن گاه هست كه از براى مفعول ميآيد چون صيوب و از براى مصدر چون ذنوب و توصيف ماء به طهور اشعار است بنعمة و تتميم از براى منت نهادن در آنچه بعد از او مذكور ميشود چه ماء طهور اهنى و انفع از چيزيست كه بآن مخلوط شده از طهوريت آن نمايد و تنبيه است بر آنكه هم چنان كه سزاوار آنست كه بندگان ظواهر خود را به آب طاهر سازند پس تطهير بر بواطن بطريق اولى خواهد بود و در كنز العرفان آورده كه در اينمقام چند فايده است يكى آنكه طهور در لغت عرب از براى سه معنى آمده يكى آنكه مبالغه است در طاهر و ح توصيف ماء بآن بجهت آنست كه تا معلوم شود كه طهارت صفت ذاتيه او است نه عرضيه چنان كه زعم بعضى است دوم اسم ما يتطهر به است چون سحور كه اسم ما يتسحر به است و سوم بمعنى طهارة
لقوله ع لا صلوة الا بطهور
و چون اين معنى محقق گشت بدانكه نزد بعضى از علماء حنفيه استعمال طهور مقصود است بر مبالغه در طاهر و ميگويند فعول مفيد مبالغه است در فاعل كما يق ضروب و اكول لزيادة الضرب و