تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٩ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٢٢٠ تا ٢٢٧
اعتبار اقوال ايشانست و معنى آنكه از اهل افك كمست كسى كه صادق باشد در آنچه حكايت كند از جنى و گويند كه ضماير راجع بشياطيناند يعنى ديوان گوش فرا ميداشتند بملإ اعلى قبل از آنكه بشهب مرجوم شوند پس خطف بعضى مغيبات از ايشان مينمودند و آن را باولياى خود كه كهنهاند ميرسانيدند و القا ميكردند آنچه شنيده بودند از ملائكه باولياى خود و اكثر ديوان كاذبند بآنچه باولياى خود مىرسانند زيرا كه استماع آن ميكردند نه بر نحو آنچه ملائكه بآن تكلم مىكنند بجهت شرارت ايشان با قصور فهم يا ضبط يا افهام ايشان و بدانكه اصل در من تنزل امن تنزل بوده كه حذف حرف استفهام شده و من مستعمل شده بر حذف آن مانند حذف آن از اهل كه در اصل اهل بوده پس هر گاه كه حرف جر بر من استفهاميه داخل شده همزه قبل از حرف جر مقدر ميشود تا صدارت من استفهاميه بر طرف نشود فكانه قيل اعلى من تنزل الشياطين هم چنان كه اعلى زيد مررت نه آنكه تقدير اين باشد كه على امن تنزل الشياطين كه منافى صدر آنست هم چنان كه على زيد امرت كه جايز نيست فحينئذ كسى را نرسد كه گويد دخول حرف جر بر من منافى صدارت معنى استفهام است و محل اعراب در يلقون السمع يا نصب است بر حاليت اى تنزل ملقين السمع و يا جر كه صفت كل افاك باشد چه آن در معنى جمع است و يا آنكه كلام مستانف باشد و محلى از اعراب نداشته باشد كان قائلا قال لم تنزل على الافاكين فقيل يفعلون كيت و كيت آوردهاند كه شعراى عرب مانند عبد اللَّه ابن الزبعرى اسهمى و ابو سفيان بن الحراث بن عبد المطلب و هبيرة بن ابى وهب مخزومى و مسافع بن عبد مناف الجحمى و ابو غرة عمر و بن عبد اللَّه كه از قريشند با امية بن ابى الصلت الثقفى بكذب و بطلان تكلم نمودندى و گفتندى كه نحن نقول مثل قال محمد (ص) ما مىگوييم مانند آنچه محمد ميگويد و شعر گويى كردندى و غواة قوم ايشان بايشان مجتمع شده استماع اشعار ايشان كردندى و هر شعرى كه در باب هجو حضرت رسالت پناه (ص) و مذمت اسلام از ايشان شنيدندى ياد گرفته ميخواندندى حقتعالى درباره ايشان اين آيه فرستاد كه وَ الشُّعَراءُ و شاعران مشرك كه ابن زبعرى و غير او يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ پيروى كنند ايشان را زيانكاران و سفيهان عرب يعنى رواة ايشان و از ضحاك منقولست كه در عهد رسول (ص) دو شاعر با هم خصومت كردندى هجو يكديگر كردند يكى از انصار و يكى از قبيله ديگر و هر يكى را جمعى در پس ايستاده بودند و معاونت او ميكردند حق سبحانه اين آيه نازل ساخت و در تيسير از علم الهدى نقلكرده كه مراد دو شاعرند كه هجو پيغمبر و اصحاب و ذم اسلام كردندى و جهال عرب در اين امر تابع ايشان شدند و از امام جعفر صادق ع نيز مرويست كه مراد شاعران كفارند چون عبد اللَّه زبعرى و ابو سفيان حارث و امية بن صلت و غير ايشان كه