تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٢ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٧٠ تا ٧٩
دوازده راه بگذشتند ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ پس غرق گردانيديم ديگران را يعنى جميع قبطيان را باين وجه كه چون ميان آن دوازده راه رسيدند آبها را بر سر ايشان فرود آورديم و همه را هلاك ساختيم إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در انجاى موسى و قوم او و اهلاك فرعون و احزاب او لَآيَةً هر آينه علامتيست روشن و دلالتى هويدا بر قدرت الهى تنكير آيه بجهت تعظيم و تفخيم آنست اى آية و آية و آية يعنى آيتى و چه آيتى مانند رجل اى رجل اى رجل عظيم وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ و نبودند بيشترين قوم فرعون مُؤْمِنِينَ گرويدگان چه از تمامى قبط از مردان جز حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود كسى ايمان نياورده بود و او با حضرت موسى (ع) از مصر بيرون آمده بود و از زنان آسيه زن فرعون و زنى كه راهنمونى كرد بر تابوت يوسف (ع) چنان كه گذشت و گويند ضمير اكثرهم راجع بقطيان و بنى اسرائيل است يعنى بيشتر اين قوم متنبه نشدند بر اين آيه عظيمه و ايمان نياوردند اما قوم فرعون همين يك مردود و زن گرويده بودند و اما بنى اسرائيل از موسى (ع) سؤال بقره كردند تا آن را بپرستند پس اكثر گوساله پرست شدند و طلب رؤيت خدا كردند چنان كه در سورة الاعراف بر وجهى ابسط مسطور شده پس اى محمد (ص) از عدم ايمان قريش اندوهناك مشو كه ايشان تابع اسلاف خودند كه هر چند حجت بينه و دلايل ساطعه بينند نگروند وَ إِنَّ رَبَّكَ و بدرستى كه پروردگار تو اى محمد (ص) لَهُوَ الْعَزِيزُ هر آينه او است غالب و منتقم از اعداى خود و هيچ كس را قوة غلبه بر او نيست الرَّحِيمُ مهربانست كه عقوبت نكند مگر بعد از الزم حجت و يا رحيمست باولياى خود وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ و بخوان اى محمد (ص) بر مشركان عرب نَبَأَ إِبْراهِيمَ خبر ابراهيم كه ايشان خود را بدو نسبت ميكنند و بفرزندى او مفتخرند و مستظهر و در اين خبر تسليه و موعظه قوم تست
إِذْ قالَ و ياد كن كه چون گفت ابراهيم لِأَبِيهِ مر پدر خود را يعنى عم خود را آزر كه در تربيت و اشفاق مانند پدر او بود وَ قَوْمِهِ و مر گروه خود را يعنى اهل بابل مراد آنست كه از عم و قوم خود سؤال كرد كه ما تَعْبُدُونَ چيست كه ميپرستيد اگر چه حضرت ابراهيم (ع) ميدانست كه ايشان عبادت اصنام ميكنند اما غرض وى از اين سؤال آن بود كه بايشان بنمايد كه آنچه ايشان بعبادت آن مشغولند از اصنام مستحق عبادت نيستند قالُوا گفتند ايشان در جواب ابراهيم (ع) نَعْبُدُ أَصْناماً ميپرستيم بتان را فَنَظَلُّ لَها پس هميشه ميباشيم مر آن را عاكِفِينَ مجاوران و ملازمان و مراد باصنام تمثالها