تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٠ - سوره الحج(٢٢) آيات ١٠ تا ١٩
وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ پس اگر برسد او را ابتلايى و آزمايشى چون مرض و فقر و غير آن انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ برگردد بر روى خود يعنى از وجهى كه از آن متوجه باشد باسلام كه كفر بود باز بدان عود كند مراد آنست كه مرتد گردد و دين اسلام از دست دهد از حسن نقلست كه مراد بحرف لسانست يعنى بزبان اظهار عبادت خدا و انقياد اسلام نمايد و بدل بر كفر خود راسخ باشد و بعد از آن گفت كه (للذين حرفان احدهما اللسان و الثانى القلب من اعترف بلسانه و لم يساعده قلبه فهو على حرف) دين را دو طرفست يكى زبان و ديگرى دل هر كه بزبان اعتراف كند و دل موافق آن نباشد پس او بر يك طرف دينست و بنا بر اين مراد به مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ منافق خواهد بود خَسِرَ الدُّنْيا زيانكار گردد در دنيا كه بمراد نرسد و آنچه مدعاى وى بود از صحت بدن و غنا و طيب معيشة محروم ماند و منكوب و مخذول گردد وَ الْآخِرَةَ و زيان نمود در آخرت كه بسبب ارتداد بعذاب ابدى گرفتار شد ذلِكَ اين زيان هر دو سراى هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ آنست زيانى هويدا و پيدا چه بر همه عقلا ظاهر است كه زيانى از اين عظيمتر نيست كه شخصى از عافيت دنيا محروم ماند و در آخرت از ثواب و جنة نعيم برآمده بعذاب جحيم معذب گردد ببت
|
نه مال و نه اعمال و نه دنيا و نه دين |
نه لامعه صدق و نه انوار يقين |
|