تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٠ - سوره النور(٢٤) آيات ٦٠ تا ٦٤
در تخصيص بجهة بقاى سبب مذكور و قوله من قبلهم به اين معنى است كه مانند آنان كه بالغ شدهاند پيش از ايشان از احرار نه آنكه معنى اين باشد كه همچو آنان كه مذكور شدهاند قبل از ايشان در آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها هم چنان كه زمخشرى و طبرسى گفتهاند بجهة عدم قرينه در اين اضمار و اما قرينه بلوغ و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم است
بعد از آن حكمى ديگر از احكام شرع بيان ميكند بقوله وَ الْقَواعِدُ جمع قاعد است چون ضوارب كه جمع ضارب است و اما الف لام بمعنى التي است كه متضمن معنى شرط است و لهذا فا در خبر ان واقع شده يعنى آنها كه نشستهگانند در خانها و بازماندگان مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي از زنانى كه لا يَرْجُونَ نِكاحاً اميد ندارند نكاح خود را يعنى زنانى كه متقاعدند از حيض و حمل و مقطوع الطمع از آنكه كسى ايشان را بنكاح خود درآورد جهة كبر سن فَلَيْسَ عَلَيْهِنَ پس نيست بر ايشان جُناحٌ گناهى و وبالى أَنْ يَضَعْنَ از آنكه بنهند ثِيابَهُنَ جامهاى ظاهر خود را چون چادر و سرانداز كه بالاى مقنعه پوشند غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ در حالتى كه بتكلف ظاهر كنندگان نباشند زينت يا مواضع زينت را يعنى غرض از وضع چادر اظهار حلى و زيور يا سر و كردن و گوش و موى و امثال آن نباشد باجانب بلكه مقصود ايشان از آن تخفيف باشد وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ و آنكه طلب عفت كنند و وضع چادر نكنند بلكه خود را بآن بپوشند خَيْرٌ لَهُنَ بهتر است مر ايشان را چنان كه در كريمه وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَ مأمور شدهاند باخفاى آن بجهة آنكه اين از تهمت ابعد است ان مؤول فعلست بمصدر چون أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ و أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى و أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ يعنى عفت كردن و چادر بخود پيچيدن بهتر است مر ايشان را وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداى شنواست مقالات ايشان را با مردان عَلِيمٌ دانا بمقصود ايشان بدانكه اصل تبرج تكلفست در اظهار آنچه مخفى باشد من قولهم سفينة بارجة لا عطاء عليها و برج بمعنى سعه عين است بر وجهى كه همه سواد و بياض آن مرئى شود و هيچ چيز از آن پنهان نباشد الا آنست كه در استعمال مخصوص شده بتكشف مرئه زينت و محاسن خود را براى رجال و در كنز آورده كه غير متبرجات حالست از يضعن و معنى اينكه چون از خانهاى خود بيرون آيند با زينتى كه واجب باشد ستر آن از حلى و ثياب تجمل مرخص نيستند كه وضع ثياب خود كنند و باء در بزينت از براى تعديه نيست بلكه از براى مصاحبة است زيرا كه خروج قواعد با زينة دلالة ميكند بر آنكه ايشان متبرجاتند و داعيات زنان جوان بتبرج نه طالبات حاجة خود انتهى كلامه و از ابن