تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٤ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
در كلام شايع است و مراد بكافر جنس است يا ابو جهل و گويند ظهير بمعنى هين است و ميهن من قولهم (ظهرت به اذا انبذته خلف ظهرك) يعنى كافر هميشه زار و ذليل و حقير است نزد خداى و از نظر رحمت او انداخته شده مانند كسى كه او را باز پس پشت افكنند و بار ننگرند و بنا بر اين آيه مثل آيه و لا يكلمهم اللَّه و لا ينظر اليهم است و منه قوله وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا وَ ما أَرْسَلْناكَ و نفرستاديم ترا بكافه خلايق إِلَّا مُبَشِّراً مگر در حالتى كه مژده دهنده مؤمنان را بمثوبت الهى وَ نَذِيراً و بيم كننده كافران را بعقوبت نامتناهى قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ بگو اى محمد (ص) بنا گرويدگان كه نميخواهم از شما عَلَيْهِ بر تبليغ رسالت مِنْ أَجْرٍ هيچ مزدى را إِلَّا مَنْ شاءَ مگر كردار آن كسى را كه خواهد أَنْ يَتَّخِذَ آنكه فرا گيرد إِلى رَبِّهِ بسوى رضا و قرب پروردگار خود سَبِيلًا راهى يعنى مزد من طاعت و ايمان مؤمنانست زيرا كه مرا بر آن عند اللَّه اجرى مقرر است و بصحت پيوسته كه هر پيغمبرى را براى زهاد و عباد و صلحاى امت او ثواب خواهد بود و در انوار آورده كه تصوير ايمان و طاعت بصورت اجر از حيثيت آن است كه مقصود است فعل آن زيرا كه آن علت غائيه دعوتست و استثناى آن از اجر بجهت قلع شبهه طمعست و اظهار غايت شفقت چه ايقاع نفس را از براى ثواب و تخلص از عقاب اجر وافى مرضى به و مقصود عليه شمرده و اشعار بر آنكه طاعت ايشان عايد باو است از حيثيت ترتب ثواب بر او زيرا كه صدور طاعت از ايشان بدلالت او است و الدال على الخير كفاعله و گويند الا من شاء استثناى منقطع است و معنى آنكه لكن هر كه خواهد كه فرا گيرد راهى بسوى رضاى الهى پس بايد كه انفاق مال خود كند در طلب مرضات الهى يعنى منع صدقات و زكات و ساير مبرات نمينمايد بلكه ترغيب مردمان ميكند در آن وَ تَوَكَّلْ و توكل كن در استكفاى شرور مشركان و اغناء از جوار ايشان عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ بر زنده كه هرگز نميرد چه متوكل بر زندگان ديگر بموت ايشان ضايع و بىبهره ميماند وَ سَبِّحْ و بپاكى و پاكيزگى ياد كن خدا را از صفات نقصان بِحَمْدِهِ در حالتى كه آن تسبيح و تنزيه مقترن باشد بثنا و ستايش بر او باوصاف كمال مانند (الحمد للَّه رب العالمين الحمد للَّه على نعمائه و احسانه الذى لا يقدر عليه غيره و الحمد للَّه حمدا يكافى نعمه فى عظم المنزلة و علو المرتبة و الحمد للَّه كما هو اهله و مستحقه) و مانند آن و نزد بعضى معنى آنست كه پرستش خداى