تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٨ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
و اوجه آنست كه چون اكراه متصور نيست مگر نزد اراده تحصن پس از اينجهت تحصن شرط اكراه واقع شده و بعضى گويند كه چون نهى از چيزى مشروط بود بشرطى لازم نميآيد كه حكم آن از غير مشروط بر خلاف آن باشد مگر بدليل خطاب و دليل خطاب نزد محققان صحيح نيست و اختيار كلمه ان بر اذا براى آنست كه تا معلوم شود كه فتيات بغارا قبل از اين برغبت و اراده كردندى و ايذان بآنكه اراده تحصن از ايشان شاذ و نادر بوده حاصل كه حقتعالى مىفرمايد كه شما اكراه مكنيد فتيات خود را بر بغا لِتَبْتَغُوا تا بطلبيد و فرا گيريد عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا مال و زندگانى دنيا را از كسب فرج ايشان و فروختن اولاد ايشان وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَ و هر كه اكراه كند كنيزان خود را بزنا فَإِنَّ اللَّهَ پس بدرستى كه خداى مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَ از پس اكراه خواجگان مر ايشان را غَفُورٌ آمرزنده است گناهان ايشان را يعنى كنيزان مكروه را رَحِيمٌ مهربان بر ايشان و وزر و وبال آن نيست مگر در گردن اكراه كنندگان و ميتواند بود كه مراد مغفرت و رحمت او سبحانه باشد مر اكراه كنندگان را بعد از توبه كردن ايشان و اول اوفق است بظاهر آيه فحينئذ مراد بغفران عدم مؤاخذه مكرهاتست بعذاب از حد و قتل و عقوبت آخرت چه مغفرت فرع وقوع ذنب است از مغفور له و حال آنكه مكره سيد اثم نيست مگر در قتل بدليل
لا تقية فى الدماء
بدانكه فقها استدلال كردهاند باين آيه بر تحريم اجرت زانيه كه سنت جاهليت بوده و در كنز آورده كه در اينمقام چند فائده است يكى آنكه اجر زانيه حرام است خواه آنكه حره باشد يا امه مكرهه يا غير مكرهه بجهت اجماع فقها بر اين دوم تحريم اجرت شامل زانيه است و غير زانيه از كسانى كه علم باين داشته باشند و الا فلا ليكن مكروه است معامله با زنانى كه باين سيرت باشند سوم تحريم اكراه باراده تحصن در مخرج غالب است بجهت عدم تحقق اكراه بدون اراده تحصن و اگر نه اكراه مطلقا حرام است خواه باراده تحصن يا نه و خواه بجهة طلب نفع دنيوى يا نه چهارم قوله فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ يعنى خداى آمرزنده مكرهاتست چه اكراه رافع اثمست كما
قال (ص) رفع عن امتى الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه
و مؤيد اين است قراءة ابن عباس فان اللَّه لهن غفور رحيم و اما مكرهون نزد وعيديه نيز مغفورند با توبه و نزد ما توبه شرط غفران ايشان نيست بلكه جايز است كه حقتعالى بفضل خود ايشان را بيامرزد و بعد از آن ميفرمايد كه وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا و بتحقيق كه فرستاديم إِلَيْكُمْ بسوى شما آياتٍ مُبَيِّناتٍ آيتهاى روشن گردانيده شده يعنى احكام و حدودى كه تبيين و توضيح يافته در اين سوره و حفص بكسر با ميخواند بصيغه فاعل يعنى آيتهاى روشن كننده حلال و حرام و حدود و احكام و بنا بر صيغه ميتواند