تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤١ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
چرا فرو فرستاده نميشود عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ بر ما فرشتگان برسالة يا باخبار از صدق محمد ص أَوْ نَرى رَبَّنا يا چرا نمىبينيم بآشكارا پروردگار خود را تا با ما سخن گويد و بتصديق و اتباع محمد فرمايد جبائى گفته كه آيه دال است بر آنكه ايشان مجسمه بودند كه تجويز رؤية كردهاند بر خدا پس حقتعالى استيناف جمله قسميه نموده از براى بيان شدت استكبار و فرط عتو ايشان بجهت اين سخن و فرموده لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا و بخداى كه سخت استكبار و تعظيم كردند فِي أَنْفُسِهِمْ در نفسهاى خود يعنى اضمار استكبار كردند از حق كه آن كفر و عناد است در قلوب ايشان و اعتقاد ايشان كما قال ان فى صدورهم الاكبر ما هم ببالغيه و يا در شان نفسهاى خود بغايت استكبار نمودند و خود را در نهاية بزرگى دانستند كه امثال خود را از افراد انبيا شمردند كه اكمل خلقند و هيچ چيز اعظم از اين نيست وَ عَتَوْا و در گذشتهاند از اندازه عُتُوًّا كَبِيراً در گذشتنى بزرگ يعنى عتو ايشان باقصاى مراتب رسيده چه بعد از مشاهده معجزات از آن اعراض نموده اقتراح رؤية ملائكه يا لقاى خدا كردند از براى نفسهاى خبيثه خود كه مطالع نفوس قدسيه از آن مسدودند و بدانكه لام در لقد جواب قسم محذوفست و در استيناف بجمله غايت حسن است و اشعار بتعجب استكبار و عتو ايشان و حقيقت معنى اينكه ما اشد استكبارهم و ما اكبر عتوهم يعنى چه سخت است استكبار و از حد در گذشتن ايشان چه اين قوت ايشان يا در حالتى بود كه عالم بودند بآنكه حقتعالى ارسال رسل نكند بر غير انبيا و صحيح نباشد ديدن او سبحانه پس ايشان تعليق ايمان كرده باشند بامر محال و اين غايت استكبار و عتو است و يا عالم نبودند و ليكن مراد ايشان تعنت بود باقتراح آيات كه ما سواى آياتيست كه نازل شده و بآن حجت بر ايشان قايم گشته هم چنان كه قوم موسى گفتند كه لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً و اين نيز نهاية استكبار و عتو است و قوله يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ منصوبست با ذكر مقدر يعنى ياد كن اى محمد (ص) روزى را كه بينند مشركان فرشتگان را و آن روز مرگ باشد يا روز حشر و يا منسوب است بآنچه دال است بر آن قوله لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ چه آن در معنى يمنعون البشرى است يا يعد موتها يعنى روزى كه ملايكه را ببينند هيچ مژده نباشد آن روز مر كافران را كه پيوسته در سبب جرايم و ماثماند و ممنوع باشند از بشارت و نيابند آن را و يومئذ تكرير است يا خبر و للمجرمين تبيين يا خبر ثانى يا ظرف آن چيزى كه لام متعلقست بآن و للمجرمين يا عام است كه متناول است حكم آن مشركان را كه آن عقوبتست و ح لازم نميآيد از نفى بشرى مر عامه مجرمين را نفى بشرى بعفو و شفاعت در وقت ديگر و يا خاص است و اين هنگام وضع مظهر در موضع مضمر بجهت تسجيل است بر جرم ايشان و اشعار بآنچه