تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٨ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
چنان كه مذكور شد
إِنَّ فِي ذلِكَ بتحقيق كه در اين عذاب كه آن بيرون آمدن آتش سوزان بود از ابر آبدار لَآيَةً هر آينه نشانهايست بر كمال قدرت منتقم حقيقى وَ ما كانَ و نبودند أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ بيشتر اصحاب ايكه گرويدگان مراد همه ايشانست چه هيچ كس از اهل ايكه بشعيب ع نگرويدند بخلاف اصحاب مدين كه جمعى از ايشان ايمان آوردند و ذكر اكثريت باعتبار توافق آيتست بآيات سابقه كه در آخر قصص انبيا مذكور شده وَ إِنَّ رَبَّكَ و بدرستى كه آفريدگار تو لَهُوَ الْعَزِيزُ هر آينه او است غالب و قاهر در ايقاع عذاب بر ايشان الرَّحِيمُ مهربانست بر انبياء و متابعان ايشان و بر ناگرويد گان بامهال ايشان و عدم تعجيل در ايقاع عذاب بر ايشان تا حجت بر ايشان لازم گردد و اين آخر قصص هفت پيغمبر است كه بر سبيل اختصار براى تسليه دل مبارك سيد مختار در اين سوره مذكور شده و تهديد مكذبان قريش نيز هست تا معلوم كنند كه هر امتى كه تكذيب پيغمبر خود كردند معذب شدند و ايشان را نيز بر تكذيب پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله عذابى خواهد رسيد و در كشاف آورده كه تكرير بر آيات در اين سوره در اول و آخر هر قصه از قصص انبيا مذكوره بجهت آنست كه هر قصه از آن تنزيليست برأسه و اعتبار در هر يك از آن مثل اعتبار است در ديگرى از آن و ديگر آنكه در تكرير تقدير معانى است در نفوس و تثبيت آن در صدور و لهذا هيچ طريقى نيست بتحفظ علوم مگر تكرير بترديد آنچه مراد است حفظ آن و هر چند ترديد آن زياد است امكن وار سخت در قلب و فهم و اثبت بر ان ذكر و ابعد از نسيان و ديگر آنكه قلوب غافل و ذاهلند از تدبير در حق پس وعظ و تذكير آن مردد و مكرر واقع شده تا شايد كه جالى اغطيه تراكم صد او صيقل آن گردد وَ إِنَّهُ و بدرستى كه آنچه منزل شده از اين قصص و آيات بر تو مراد قرآنست لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ هر آينه فرو فرستاده پروردگار عالميانست نَزَلَ فرو فرستاد خداى بِهِ بمصاحبت قرآن الرُّوحُ الْأَمِينُ جبرئيل را عَلى قَلْبِكَ بر دل تو يعنى جبرئيل تلقين آن كرد ترا بر آن وجه كه بآن مامور بود بدون تبديل و تغيير و تو آن را فرا گرفتى از وى و در دل نگاه داشتى و تنزيل خداى تعالى جبرئيل ع را در قلب پيغمبر بر سبيل توسع است چه حقيقت معنى آنست كه حق تعالى اسماء قرآن كرد بجبرئيل و جبرئيل حفظ آن كرد و آن را بر رسول نازل ساخت و بر او خواند و آن حضرت حفظ آن فرمود بقلب خود فكان جبرئيل بنفسه فرود آمده با قرآن بر دل او و حفص بتخفيف نزل ميخواند و رفع حا و نون در روح الامين و يا از براى تعديه يعنى فرود آورد جبرئيل قرآن را بر دل تو لِتَكُونَ تا باشى مِنَ