تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٨ - سوره النور(٢٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
يَعْلَمُونَ و بدانند در آن روز بمعاينه أَنَّ اللَّهَ آنكه خداى هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ او است ثابت بذات خود و پيدا به الوهيت و ظاهر و بقدرة بر عقوبت و مثوبة بر وجهى كه هيچكس در اين صفات شريك با او نيست و گويند كه الحق المبين بمعنى ذو الحق المبين است يعنى عادلى كه ظاهر است عدالت او و بر همه كس هويدا و پيدا و هر كه شان او اين باشد لا محالة انتقام كشد براى مظلوم از ظالم و همه را از محسن و مسيء بجزا و سزاى خود رساند پس كسى كه متصف باين صفات باشد سزاوار آنست كه از او بترسند و از محارم و نواهى او اجتناب نمايند و بدانكه آيات مذكوره اغلظ آيات قرآنيست در ايعاد عصات در باب افك و تهديد ايشان از آن و اگر كسى كه جميع كلمات قرآنى را تقليب كند و آنچه او سبحانه بآن تهديد اهل عصيان نموده از آيات مواعيد تفتيش نمايد هيچ آيتى بتغليظ آيات مذكوره نخواهد يافت كه در باب افك وارد شده چه اين آيات مشحونند بوعيد شديد و عقاب بليغ و زجر عنيف و استعظام ارتكاب افك و استفظاع اقدام بر آن بر طرق مختلفه و اساليب متفننه كه هر يك از آن كافيست در باب زجر و وعيد و مع ذلك قذفه را ملعون دنيا و آخرت گردانيده و بعذاب عظيم و عقاب جحيم توعد فرموده و السنه و ايدى و ارجل ايشان را در آخرت بر ايشان گواه گردانيده بآنچه از ايشان صادر شده از افك و بهتان و بتوفيه جزاى ايشان كه مستحق آن باشند حكم فرموده بر وجهى كه در نشاء آخرت بمعاينه ببينند جزاى خود را و عالم شوند كه او سبحانه بر وجه عدل ايشان را به اين عذاب عظيم و عقاب اليم معذب ميگرداند و مثل اين را در وعيد مشركان و كافران و عده اوثان ذكر نكرده بلكه وعيد ايشان ما دون اينست در فظاعت و اين بجهت مبالغه و تعظيم امر افك است و تنزيه عايشه از آن بر وجه ابلغ چه غرض از فرط مبالغه در اينباب اظهار علو منزلت حضرت رسالت (ص) و تنبيه بر انافه محل سيد ولد آدم و هر كه خواهد كه متحقق شود بر او عظم شان حضرت خاتميت عليه الصلاة و التحية و تقدم قدم او و احراز قصب سبق او نسبت بانبياى سابق بايد در آيات افك تامل كند كه او سبحانه بچه وجه غضب فرموده بر اهل افك بحرم محترم آن حضرت و مبالغه نموده در نفى تهمت از حجاب او و بجهت اينست كه ابن عباس را روز عرفه از اين آيات سؤال كردند فرمود كه من اذنب ذنبا ثم تاب منه قبلت توبته الا من خاص فى امر عايشه يعنى هر گاه كسى گناهى كند و از آن توبه نمايد توبه او مقبول است مگر آن كسى كه در امر عايشه خوض كرده و بر او افك كرده و بدانكه حقتعالى تبرئه سه كس نموده بسه چيزى يوسف را تبرئه فرمود بلسان شاهد كه وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها و تبرئه مريم كرده بانطاق ولد او كه در دامن او گفت انى عبد اللَّه و تبريه عايشه كرده باين آيات عظام بجهت تعظيم سيد انام عليه الصلاة و السلام و بعد از آن در بيان ذم اهل فسق و افك و مدح اهل صلاح و تقوى ميفرمايد كه الْخَبِيثاتُ سخنان ناشايسته و ناپاك مانند افك لِلْخَبِيثِينَ معد است مر ناپاكان را از رجال و نساء يعنى كلمات خبيثه از اهل خبث ظاهر ميشود