تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٧ - سوره النور(٢٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
ما وراء آن را در حكم آن گردانيد فكان جميع دواب مميزند و لهذا در تقسيم دواب ذكر من نمود كه موضوع است براى ذوى العقول و فرمود فَمِنْهُمْ پس بعضى ازين جنبندگان مَنْ يَمْشِي آنست كه ميرود عَلى بَطْنِهِ بر شكم خود چون مار و ماهى و ساير هوام تسميه زحف كه بمعنى شكم بر زمين كشيدن است بيمشى بر سبيل استعاره است هم چنان كه در امرى كه مستمر است ميگويند (قد مشى هذا الامر و فلان يتمشى إله امر) و يا بر طريق مشاكله وَ مِنْهُمْ و بعضى ديگر از دواب مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ هست كه ميرود بر دو پاى چون آدمى و مرغ وَ مِنْهُمْ و از ايشان مَنْ يَمْشِي هست كه ميرود عَلى أَرْبَعٍ بر چهار قوايم يعنى بر دو دست و دو پاى چون وحش و غنم و سبع و مندرج است در تحت اين هر حيوانى كه از اربع متجاوز است چون عنكبوت چه اعتماد او در وقت مشى بر اربع است و همچنين هزار پا در انوار آورده كه تذكير ضمير بجهة تغليب عقلا است و تعبير اصناف حيوانات بمن بجهة آنست كه تا تفصيل موافق جمله باشد و ذكر اصناف دواب بر ترتيب مذكور جهة تقديم آن چيزيست كه اعرف و ابلغ است در قدرت و آن ماشى است بدون آلت مشى و بعد از آن آنكه بدو پاى مشى مىكند و بعد از آن آنكه بچهار قايمه ميرود يَخْلُقُ اللَّهُ ميآفريند خدا ما يَشاءُ آنچه ميخواهد از هر چه ذكر فرموده و از آنچه ياد نكرده از بسيط و مركب بر حسب اختلاف صور و اعضا و هيئت و حركات و قوى و افعال با وجود اتحاد عنصر بر وفق مقتضاى مشية إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها قَدِيرٌ تواناست پس هر چه خواهد آفريند و اختلاف حيوانات را با اتحاد اصل دلالتى تمام دارد بر آنكه او سبحانه خالق و قادر و عالم و حكيم است لَقَدْ أَنْزَلْنا بتحقيق كه فرو فرستاديم آياتٍ مُبَيِّناتٍ آياتهاى روشن گردانيده شده و هويدا از براى حقايق اشيا بانواع دلايل وَ اللَّهُ يَهْدِي و خدا راه مينمايد بواسطه لطف و توفيق مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد بسبب تفكر و تدبر در معانى آن إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ براه راست و درست كه دين اسلام است كه موصل است بادراك حق و فوز بجنت يا آنكه خدا راه نمايد در آخرت طريق بهشت اهل ايمان را آوردهاند كه ميان بشر منافق و يهودى خصومت افتاد يهودى گفت بيا تا محاكمه را بمحكمه محمد (ص) بريم منافق گفت اين مرافعه را بر كعب ابن اشرف عرض ميكنيم حقتعالى آيه فرستاد كه وَ يَقُولُونَ و ميگويند منافقان كه آمَنَّا بِاللَّهِ گرويدهايم بخدا وَ بِالرَّسُولِ و بفرستاده او وَ أَطَعْنا و فرمانبردارى كرديم هر دو را ثُمَّ يَتَوَلَّى پس برميگردند فَرِيقٌ مِنْهُمْ گروهى از ايشان و امتناع