تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٣ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ١ تا ٩
بهشت عدن را ايجاد كرد براتم وجه بر وجهى كه
ما لا عين ذات و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر
با او خطاب كرد كه (تكلمى) سخن گوى بهشت عدن باو از درآمد كه قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ انا حرام على كل بخيل و مراء فلاح يافتند مؤمنانى كه در نماز خاشع باشند و من حرامم بر بخيلان و ريا كنندگان و نيز در صفت اهل ايمان ميفرمايد كه وَ الَّذِينَ هُمْ مؤمنان آن كسانىاند كه ايشان عَنِ اللَّغْوِ از آنچه بيهوده و بىفايده است از گفتار و كردار مُعْرِضُونَ اعراض كنند گاناند و روىگردانندگان از آن و ابن عباس تفسير لغو بباطل كرده و نزد حسن مراد بلغو جميع معاصى است و اينمعنى در تحت قول ابن عباس داخل است و نزد سدى لغو بمعنى كذبست و بمذهب كلبى خلاف وعده و اين هر دو اخصند از اول و از اين قبيل است قول مقاتل كه مراد از آن شتمست چه كفار مكه دشنام ميدادند به پيغمبر (ص) و اصحاب او حقتعالى باين آيه اهل ايمان را از جواب دادند نهى فرمود و از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه مراد آنست كه شخصى از روى بهتان امر باطل را بتو نسبت دهد و چيزى كه در تو نباشد بتو اسناد دهد و تو (خالصا للَّه و قربة الى اللَّه) بجواب او التفات نكرده از او اعراض نمايى و در روايت ديگر آمده كه لغو غنا است و ساير ملاهى و قشيرى گفته كه هر چه براى خدا نيست حشو است و آنچه تو را از خدا باز دارد سهو است و آنچه بنده را در آن حظى باشد لهو است و آنچه از خدا نبود لغو است و حقيقت آنست كه لغو هر چيزيست كه بهيچ كارى نيايد و مثمر فايده نباشد از اقوال و افعال چنان كه مذكور شد و بدانكه چون وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ابلغ بود از و الذين لا يلهون بوجوه متعدده كه از جمله ان اسميه است و بناء حكم بر ضمير و تعبير از آن باسم و تقديم صله بر ان از اين جهت ايثار آن نموده بر اين و اقامت اعراض در مقام ترك بجهت آنست كه آن دلالت ميكند بر بعد ايشان بجميع حيثيات از مباشرت و سبب و ميل و حضور بخلاف ترك و ذكر وصف مؤمنان باعراض از لغو بعد از بيان وصف ايشان بخضوع بجهة آنست كه تا مؤمنان جامع اين فعل و ترك باشند كه از اصول و قواعد بناء تكليفند و از مشاق ان و بعد از وصف آنها باين دو صفت كه از عبادات بدنيهاند نعت ايشان ميفرمايد به زكاة دادن كه از عبادات ماليه است و ميفرمايد كه وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان لِلزَّكاةِ مر زكاة واجبى از اموال خود فاعِلُونَ كنندگاناند يعنى ادا نمايندگان چه اصل اعراض از شيئى انست كه شخصى در عرضى و جانبى باشد و انشيئى در عرضى و جانبى ديگر يعنى مستمرند بر اين صفت اين كلام نيز ابلغست از (الذين يؤتون الزكاة) از وجوه متعدده بر طريق وجوه مذكور و گويند مراد