تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٣
نشر احسان و كرامت و دعوت مردمان بتصديق نبوت و اعتراف ايشان بمكانت و منزلت او يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان عُلِّمْنا آموخته شدهايم مَنْطِقَ الطَّيْرِ گفتار مرغان را نطق و منطق دو متعارف هر لفظى است كه تعبير كرده ميشود بآواز ما فى الضمير خواه مفرد و خواه مركب و كاهست كه اطلاق آن ميكنند بر مطلق اصوات بر سبيل تشبيه يا بالتبع كقولهم نطقت الحمامة و منه الناطق و الصامت للحيوان و الجماد چه حيوانية از حيثيت آنكه تابع تخيلاتست نازل منزله عباراتست سيما صوتى كه متفاوت باشد و باختلاف اغراض بر وجهى كه از آن مفهوم شود آنچه متمناى و غرض حيوانست و يا اطلاق منطق بر اصوات طيور باعتبار اين باشد كه هر جمعى را از ايشان آوازيست كه بنى نوع انسان از آن فهم معانى و اغراض ميكنند و يا از آن حيثيت كه سليمان را از آواز ايشان چيزى مفهوم ميشد چنان كه از آواز ادميان و ميشايد كه سليمان هر گاه صوت حيوان شنيده بقوت قدسيه خود دانسته باشد تخيلى را كه مصوت آن حيوان بوده باشد و غرضى را كه بجهت آن به آواز آمده باشد و از جمله آن بلبلى را ديد بر شاخى نشسته سرودم مىجنبانيد و صدايى ميكرد اصحاب خود را گفت ميدانيد كه اين بلبل چه ميگويد گفتند اللَّه و رسوله اعلم فرمود ميگويد
اكلت نصف تمره فعلى الدنيا العفا
من امروز نيم خرما خوردهام پس خاك بر سر دنيا و فاخته آواز كرد فرمود كه ميگويد
ليت ذا الخلق لم يخلقوا
كاشكى اين خلايق مخلوق نشدى طاوس بفرياد آمد فرمود كه ميگويد
كما تدين تدان
هم چنان كه جزا ميدهى جزا داده ميشوى يعنى هر چه بكنى مكافات آن بيابى هدهد آواز داد فرمود كه ميگويد
استغفر اللَّه يا مذنبون
اى گناهكاران از خدا آمرزش طلبيد طوطى آواز داد گفت ميگويد
كل حى ميت و كل جديد بال
هر زنده عاقبت بميرد و هر نوعى سرانجام او سمت كهنگى پذيرد و خطاف به آواز آمد گفت مىگويد
قدموا خيرا تجدوه
نيكويى را از پيش بفرستيد تا بيابيد آن را و رخمه مىگويد
سبحان ربى الاعلى ملاء سمائه و ارضه حذا
ميگويد كه
كل شيئى هالك الى اللَّه
هر چيزى سمت فنا يابد مگر خداى تعالى قطاة مىگويد
من سكت سلم
هر كه خواموش شد و سالم گشت و بسلامت ماند بيغا ميگويد كه
ويل لمن الدنيا همه
واى بر كسى كه همت او مصروف باشد بدنيا خروس ميگويد
اذكروا اللَّه يا غافلين
ياد خدا كنيد اى غافلان نسر ميگويد
يا بن آدم عش ما شئت اخرك الموت
اى فرزند آدم زندگانى كن بآنچه خواهى و رغبت دارى كه آخر تو مرگست عقاب مىگويد
فى العبد من الناس انس
دورى از مردمان سكينه دل و آراميدن حواس است ضفدع مىگويد
سبحان ربى القدوس
باز ميگويد
سبحان ربى العظيم و بحمده
هزار دستان ميگويد
سبحان الخالق الدايم
غراب نفرين بر