تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١ - سوره طه(٢٠) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
اذا اجتمعت نفسها راجعة بعد النفار پس حقيقة معنى آنست كه آدم على نبينا و عليه السلام را بعد از نفار و فرار از او سبحانه بجهت ترك مندوب بخود طلبيد و بوسيله انابت و شفاعت در دايره كرامت و رحمت خود در آورد فَتابَ عَلَيْهِ پس قبول توبه كرد بر او وَ هَدى و راه نمود يعنى توفيق داد او را بثبات بر توبه از ترك اولى و رسوخ او بر ذكر او سبحانه يا دلالت كرد او را بر كلماتى كه باعث توبه او باشد كما قال فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه و وجه اول اوجه است بمقام قالَ گفت حق سبحانه و تعالى مر آدم و حوا را بعد از تناول شجره منهيه كه اهْبِطا فرو رويد از بهشت بزمين مِنْها جَمِيعاً در حالتى كه مجتمع باشيد يعنى همه با هم بر زمين فرو رويد و گويند خطاب بآدم و ابليس است و حوا به تبعيت داخل است پس جميعا دالست بر هبوط آدم و حوا و ابليس و تفصيل قضيه آدم و حكمت بهبوط او بزمين و غير او در سورة البقرة مذكور است و چون آدم و حوا اصل ذريه بودند از اين جهت ايشان را نازل منزله جميع آدميان گردانيده بايشان خطاب فرمود كه بَعْضُكُمْ برخى از شما اى آدميان لِبَعْضٍ مر بعضى ديگر را عَدُوٌّ دشمن بود بجهت امر معاش چنان كه حالا بر آنند از تجاذب و تخاصم و تنازع و اگر مخاطب آدم و ابليساند عداوة هر دو با هم و ذريه ايشان را با يكديگر ظاهر است و مؤيد اولست قوله فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ پس اگر بيايد بشما وقتى كه در زمين باشيد مِنِّي از نزديك من هُدىً راه نماينده يعنى آنچه سبب هدايت باشد از كتاب و رسول فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ پس هر كه پيروى كند آن هدى را فَلا يَضِلُ پس گمراه نشود در دنيا وَ لا يَشْقى و برنج نيفتد در عقبى يعنى بعقوبت و عذاب دنيا و آخرت گرفتار نشود بلكه در هر دو سرا مرفه الحال و فارغ البال باشد از ابن عباس منقولست كه حقتعالى ضامن شده مر كسى را كه قرآن بخواند و عمل بآن كند بآنكه او در دنيا گمراه نشود و در آخرت بشقاوت و رنج گرفتار نگردد پس اين آيه تلاوت فرمود كه فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى وَ مَنْ أَعْرَضَ و هر كه روى بر تابد عَنْ ذِكْرِي از هدى كه سبب ياد كردن منست و داعى بعبادت من يا اعراض كند از قرآن كه ذكر منست فَإِنَّ لَهُ پس بتحقيق كه مر او راست مَعِيشَةً ضَنْكاً زيستنى تنك و زندگانى سخت در دنيا ضنك مصدر است و لهذا تذكير و تانيث در او مساوى است و بجهت مبالغه در ضيق معيشت موصوف به واقع شده و اين بجهت آنست كه مجامع همت معرض از دين و مطامح نظر او مصروفست باعراض دنيا و حطام آن پس او هميشه