تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٠ - سوره الحج(٢٢) آيات ٢٠ تا ٢٩
اين دليلى ضعيف است چنان كه مذكور شد و خلافست كه مالك بيت را جايز است كه منع نزول حاج و معتمر نمايد در موسم يا نه بعضى بر آنند كه مكروهست و نزد بعضى ديگر حرام و قول اول اشهر است ميان فقهاى ما و اخبار صحيحه در باب كراهت آن از ائمه هدى متظافر است و نزد حسن بصرى و بعضى ديگر از عامه منع حرام است و مرويست كه عمر خطاب در موسم منادى كرد كه درهاى بيوت مكه را نبندند تا آيندگان هر جا كه خواهند فرود آيند و اين نيز خلافست كه بيوت مكه را اجاره ميتوان داد يا بيع ميتوان كرد يا نه نزد فقهاى ما و شافعى جايز است بجهت آنكه ظاهر آيه دالست بر آنكه سويه در نفس مسجد الحرام باشد نه در مكه بجهت همين است كه مجتهدين ما و شافعى قايل شدهاند بر حرمت منع نزول حاج و معتمر در بيوت مكه در موسم و علماى حنفيه در حرمت آن استشهاد كردهاند باين آيه و اين با وجود ضعف آن معارض است بكريمه الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ و ديگر آنكه تسميه حرام بمسجد الحرام مجاز است و اصل در كلام حقيقت است (الا ما اخرجه النقل) و مرويست كه عمر خطاب در مكه خانه را از براى زندان بخريد بدون كراهت و نكارت و از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
ما ترك لنا عقيل من دار
عقيل براى ما هيچ خانه نگذاشت قوله وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ مفعول يرد محذوفست تا شامل جميع امور منهيه باشد و هر دو جار و مجرور صفة مفعول محذوفند و قايم مقام آن و تقدير اينكه و من يرد فيه امرا ملابسا بظلم و بالحاد يعنى هر كه اراده كند در حرم كارى را كه ملابس باشد بميل كردن و گرديدن از راه راست و ملاصق بستمكارى كه آن اشراكست و اكتساب آثام و ميتواند بود كه بالحاد و بظلم هر دو در موضع حال باشند اى ملحدا و ظالما يا ثانى بدل اول باعاده جار يا صله او أي ملحدا بسبب الظلم يعنى هر كه اراده امرى كند در حرم در حالتى كه گرونده باشد و ستم كننده و يا گردنده بود از طريق مستقيم بسبب ستمكارى و محتمل است كه باى اول زايده باشد و الحاد مفعول يرد و باء دويم براى سببيه يعنى هر كه خواهد در زمين حرم كه بگردد و از راه راست بسبب ظلم و تعدى از منهج صواب نُذِقْهُ بچشانيم او را مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ از عذاب دردناك حاصل معنى آنست كه واجبست بر هر كه در آنجا باشد كه ضبط نفس خود كند در طريق سداد و صواب سلوك نمايد و در جميع احوال طريق عدل را از دست ندهد تا بعذاب اليم گرفتار نشود از ابن عباس و ضحاك و مجاهد و ابن زيد مرويست كه مراد بالحاد و ظلم استحلال حرام است و ركوب آثام و عطا گفته كه آن دخول مكه است بدون احرام و بروايت ديگر از او نقل كردهاند كه آن قول و اللَّه و بلى و اللَّه است در مبايعه و گويند كه آن هر چيزيست كه منهى عنه است حتى دشنام دادن بخادم چه ذنوب اينجا عظيمست نسبت بمواضع ديگر و عقاب آن