تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٢ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
غير خود را بگذاشتند چون يهود كه متمسك بتورات شدند و بانجيل كافر شدند و نصارى متمسك بانجيل شدند و تورية را فرو گذاشتند و هر دو بقرآن نگرويدند و آن را قطع نظر كردند كُلُّ حِزْبٍ هر گروهى از اين گروه مختلف بِما لَدَيْهِمْ بآنچه نزديك ايشانست از دين باطل و شبهه فَرِحُونَ شادان و تازانند و معتقد اينكه دين ايشان بر حق است نه دين غير ايشان و چون همه ايشان بجهة تقليد و عناد و عصبيت جاهلية تابع دين خوداند و جاهد دين غير خود بى حجتى و بينتى و برهانى و استماع حجج و بينه و براهين ساطعه بر مذهب حق كه دين اسلام است نميكنند فَذَرْهُمْ پس بگذار اى محمد (ص) اين كافران مقلد و معاند را فِي غَمْرَتِهِمْ در گرداب و غرقاب جهالت و ضلالة خودشان حَتَّى حِينٍ تا هنگامى كه كشته شوند در معركه جدال و قتال يا بميرند حق سبحانه فرط جهالة و عماهت ايشان را تشبيه فرموده بابى كه غامر قامت باشد بجهة مغموريت ايشان در جهالت و ضلالت يا تشبيه ايشان فرموده بجماعتى كه لاعب باشند در غمرات آب و وجه شبه بطلان ايشانست و حق سبحانه باين آيه تسليه حضرت رسالة (ص) فرموده و نهى از استعجال بعذاب ايشان و جزع از تاخير عقاب ايشان أَ يَحْسَبُونَ آيا مىپندارند كافران كه أَنَّما نُمِدُّهُمْ بدرستى كه آنچه عطا ميكنيم و مدد مينمائيم بِهِ بآن چيز مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ از مال و پسران اين بيان ما است نه خبر آن چه آن معاتب عليه نيست بلكه معاتب عليه اعتقاد ايشانست به اينكه آن خير ايشانست پس خبر او اينست كه نُسارِعُ لَهُمْ ميشتابيم براى ايشان بآن چيز فِي الْخَيْراتِ در نيكويىها عايد جمله كه راجع باسم ان باشد محذوفست اى نسارع لهم به فى الخيرات بجهة استطالت كلام و امن و الباس و مراد آنست كه گمان ميبرند كه امداد ما ايشان را بمال و فرزند مسارعت است از جانب ما براى ايشان در نيكويى و اعمال ايشان را استحقاق آن هست كه ما بثواب آن معاجله نمائيم و بپاداش آن بايشان نيكويى كنيم بمال و فرزند بَلْ استدراكست از صدر آيه كه أ يحسبون است يعنى نه چنين است كه ميپندارند بلكه لا يَشْعُرُونَ نميدانند و در نمىيابند كه اين امداد استدراج است نه مسارعت در خير يعنى مانند بهايمند كه هيچ شعورى و فطنتى ندارند تا تامل كنند و تفكر نمايند در اينكه اين استدراجست يا مسارعت در خير از حضرت رسالة (ص) مرويست كه
ان اللَّه تعالى يقول يحزن عبدى المؤمن اذا اقترب عليه شيئا من الدنيا و ذلك اقرب له منى و يفرح اذا بسطت له الدنيا و ذلك ابعد له منى
يعنى بدرستى كه حقتعالى مىفرمايد كه بنده مؤمن غمگين ميشود گاهى كه چيزى را بر او تنك كنم از مال دنيا و حال آنكه او نزديكتر ميشود بمن بجهة اين و خوشحال ميشود گاهى كه دنيا