تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٢ - سورة النمل
مظلوم از حد نبرد و در خبر آمده كه چون مشركان هجو پيغمبر (ص) كردند صحابه را فرمود كه
ما منع الذين نصروا رسول اللَّه بسيوفهم ان ينصروا بالسنتهم
چه منع ميكند كسانى را كه رسول خدا را بشمشيرهاى خود نصرت كردند از آنكه بزبانهاى خود او را نصرت دهند و حسان و ابن رواحه گفتند يا رسول اللَّه ما اين كار را كفايت كنيم آن حضرت فرمود كه
اهجوهم روح القدس معكم
و به رواية ديگر حسان را گفت
اهج المشركين فان جبرئيل معك
هجو مشركان بگو كه جبرئيل با تست و به روايت ديگر
قل و روح القدس معك
و كعب بن مالك روايت كرد كه پيغمبر حسان را گفت كه
اهجهم فو الذى نفسى بيده لهو اشد عليهم من التبل
هجو اهل شرك كند كه بحق آن كسى كه نفس من بيد و فرمان او است كه آن سختتر است بر ايشان از تير و اين هر دو حديث را بخارى و مسلم در صحيحين آوردهاند و شعبى آورده كه (كان ابو بكر يقول الشعر و كان عمر يقول الشعر و كان عثمان يقول الشعر و كان على شعر الثلاثة) و ديوان اشعار امير المؤمنين (ع) معروف و مشهور است در ميان انام پس اگر چه حق سبحانه جل ذكره در آيه كريمه وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ شعرا را كه سبحان بحر شعرند جمع ساخته و كمند لام استغراق در گردن انداختهگاه در غرقاب بيحد و غايت غوايت مىاندازد و گاه تشنه لب در وادى حيرت و ضلالت سرگردان ميسازد اما بسيارى از ايشان بواسطه عمل صالح و صدق ايمان در زورق امان إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ نشستهاند و بوسيله بادبان وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً بساحل خلاص و ناحيه نجات پيوسته و نعم ما قيل شاعران را
|
گر چه غاوى خواند در قرآن خداى |
هست از ايشان هم به قرآن ظاهر استثناى من |
|