تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٤ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
احسن رمزيست بآنچه متزين باشد بآن مقيل ايشان از حسن وجوه و ملاحت و صور جميله و غير آن از تحاسين و محتمل است كه مراد باحدهما مصدر باشد و بديگرى زمان ايشان و معنى اينكه مكان و زمان ايشان اطيب آن چيزى باشد كه تخيل كرده باشند از امكنه و ازمنه وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ ظرف ملك است كه بعد از او مذكور است و تشفق در اصل تتشقق بوده كه حذف احدى التاءين شده و ميتواند بود كه ظرف متعلق با ذكر محذوف باشد معطوف بيوم يرون الملائكة يعنى ياد كن روزى را كه در آن شكافته شود آسمانها بِالْغَمامِ بسبب ابرى سفيد كه بالاى هفت طبقه آسمانست و غلظ آن برابر همه سماوات و آن گرانتر است از همه آسمانها و حقتعالى امروز آن را بقدرة كامله خود نگاه داشته چون روز قيامت رسد او را بر آسمان افكند بهر آسمان كه رسد شكافته گردد و در كشاف و انوار گفته كه آسمان بسبب طلوع غمام از آن منشق گردد فكانه تشقق السماء كما تقول شق السنام بالشفرة و انشق بها و نظير اينست منفطر به و اين غماميست كه مذكور است در كريمه هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ و گويند با بمعنى عن است يعنى آسمان بشكافد از غمام و دور شود از آن تا غمام فرود آيد و نزد بعضى اين همان غمام است كه ظله بنى اسرائيل بوده در تيه و انشقاق آسمان بجهت نزول ملائكه باشد از آن كما قال وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ و فرو فرستاده شوند فرشتگان كه در آن غمام باشند يا صحايف اعمال عباد تَنْزِيلًا فرو فرستادنى تا روى زمين بفرشتگان مملو گردد حاصل كه آسمان منفتح شود بغمامى كه از آن بيرون آيد و در آن غمام ملائكه نازل شوند و در دستهاى ايشان صحايف اعمال بندگان باشد و از ابن عباس مرويست كه آسمان دنيا شكافته شود و اهل آن از آن نازل شوند و ايشان اكثر از اهل زمين باشند از جن و انس همچنين آسمان دوم و سوم تا هفتم منشق شود و اهالى هر يك از آن اكثر از اهل زمين باشند و همه بر زمين نزول كنند و در موضح آورده كه ملائكه هفت آسمان هفت صف شده و بگرد عالم درآيند الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ پادشاهى در آن روز الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ ثابتست مر خداى بخشاينده را چه همه پادشاهى ملوك باطل شود و مدعيان در اين روز زبان دعوى مالكيت در بندند و بغير از پادشاهى او هيچ پادشاهى باقى نميماند بدانكه الملك مبتدا و الحق خبر است و للرحمن صله آن يا تبيين و يومئذ معمول ملك نه حق زيرا كه آن متاخر است و يا صفت است و خبر يومئذ و يا للرحمن يعنى پادشاهى ثابت كه زوال پذير نباشد در آن روز است و يا ملك حق مر خدايراست و گويند ملك بر سه قسم است ملك عظمت و آن مخصوص است بحق تعالى و ملك ديانت و آن بتمليك او سبحانه است و ملك جبريه و آن بغلبية دست دهد وَ كانَ