تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٨ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
نيستند عَلى عَوْراتِ النِّساءِ بر عورتهاى زنان يعنى بحد تميز نرسيدهاند و از حال مباشرت بايشان بى خبراند و ندانند كه عورت چه باشد و گويند يظهر از ظهور مشتق است بمعنى غلبه يعنى اطفال كه بجهت عدم بلوغ قادر نباشند بر اتيان بوطى زنان و چون طفل اسم جنس در موضع جمع واقع شده و جمعيت صفت او دال است بر جمعيت او وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَ و بايد كه نزنند زنان پايهاى خود را بر زمين بوقت رفتن لِيُعْلَمَ تا دانسته شود ما يُخْفِينَ آنچه پنهان ميدارند مِنْ زِينَتِهِنَ از پيرايه خود كه خلخال است يعنى بايد كه آواز خلخال خود را بگوش مردان اجانب نرسانند تا موجب ميل مردان بر ايشان نشود و اين ابلغ است از نهى اظهار زينت و ادل بر منع از رفع صورت از قتاده مرويست كه پيش از نزول اين آيه زنان را عادت بود كه در حالت مشى پاى بر زمين زدندى تا آواز خلخال بگوش مردمان رسد و بدانند كه در پاى خلخال دارند حقتعالى باين آيه آنها را از اين نهى فرمود و گفت وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ و باز گرديد بخداى تعالى جَمِيعاً همه شما أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ اى گرويدگان لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ شايد كه شما رستگار شويد بتوبه مراد امر او سبحانه است جميع بندگان را از ذكور و اناث بتوبه و انقطاع بحضرت عزت چه هيچكس از خطر جريمه خالى نيست خواه مذكر و خواه مؤنث خصوصا در كف و منع از شهوات و دخول نسوان در تحت اين امر بنا بر تغليب و تذكير است از امام قشيرى منقولست كه محتاجتر بتوبه كسيست كه خود را محتاج بتوبه نداند مسلم در صحيح آورده كه پيغمبر (ص) فرموده كه
ايها الناس توبوا الى ربكم فانى اتوب الى اللَّه فى كل يوم مائة مرة
اى مردمان بازگرديد بخدا و توبه و انابه كنيد بوى بتحقيق كه من هر روز صد بار توبه و انابه ميكنم بخدا و در كشف الاسرار آورده كه حقتعالى همه را از مطيع و عاصى بتوبه امر كرده تا عاصى خجل زده نشود چه اگر فرمودى اى گنهكاران توبه كنيد موجب رسوايى ايشان شدى و چون در دنيا ايشان را رسوا نميخواهد اميد هست كه در عقبى نيز رسوا نكند و چون حقتعالى منع سفاح كرد و زجر اسباب باعثه بر آن كه محل تسبب است كه مقتضى الفت است و حسن تربيت و مزيد شفقة كه مؤدى ببقاى نوع است در عقب آن امر كرد ايشان را بنكاح كه حافظ نسب است و فرمود كه وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى خطاب باولياى عقد است و ايامى مقلوب ايم است كه جمع ايم است چون يتامى كه جمع يتيم است و ايم بمعنى عزبست خواه مذكر و خواه مؤنث و خواه بكر و خواه ثيب يعنى اى اولياى عقد بنكاح در آريد زنان بيشوهر و مردان بىزن را مِنْكُمْ از شما يعنى مردى را كه زن ندارد كد خدا سازيد و زنى را كه