تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٣ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
آن اجود زيتونست و يا آنكه نه در شرق و غربست كه آفتاب بر آن وزد و در بعضى از اوقات روز باشد كه آن وقت شروق وغريست بلكه در همه طول نهار شعاع آفتاب بر آن ميتابد مانند زيتونى كه بر قله جبال يا در صحراى واسع است و بجهت آن ثمره آن انضج است و زيب آن اصفى و يا نه دايم در آفتابست تا محترق گردد و نه مدام در سايه تا ميوه آن خام بماند بلكه هم از رعايت تاب آفتاب بهرهمند است و هم از حمايت وقايت سايه محفوظ و
فى الحديث لا خير فى شجرة و لا نبات فى مقنات و لا خير فى مضحى
از حسن بصرى مرويست كه اصل اين شجره را از بهشت بدنيا آوردهاند پس از اشجار اين عالم نيست كه وصف شرقى و غربى بر او اطلاق توان كرد پس وصف زيت مينمايد بكثرت صفا و تلألؤ بقوله يَكادُ زَيْتُها نزديكست كه روغن آن درخت از غايت تلألؤ و فرط وميض يُضِيءُ روشنى دهد بنفس خود وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ و اگر چه نرسيده باشد بآن آتشى يعنى صفا و درخشندگى آن بمثابهايست كه بى آتش روشنايى بخشد نُورٌ عَلى نُورٍ روشنى افزوده بروشنى يعنى صفاى زيت يار شده با نور چراغ و لطافت زجاجه بر آن افزوده در مشكاة كه ضابطه اشعه و جامع انوار است و بجهت آن نور چراغ بمرتبه اعلا و درجه قصوى رسيده ببايد دانست كه علما و ارباب تحقيق را در باب اين تمثيل سخنان بسيار است علامة العلماء امام فخر رازى در اسرار التنزيل آورده كه مراد باين نور هدايت و ايمانست كه او سبحانه تشبيه كرده سينه مؤمن را بمشكوة و دل او را در سينه بقنديل زجاجه در مشكاة و ايمان و هدايت را بچراغى افروخته در قنديل و قنديل را بكوكبى درخشنده و كلمه اخلاص را بشجره مباركه از تاب آفتاب خوف و ظلال نوال رجاء بهره دارد و نزديكست كه فيض اين كلمه بى آنكه بر زبان مؤمن گذرد و عالم را منور كند چون اقرار بآن بر زبان جارى شد و تصديق جنان باين بازگشت نموده نور على نور بظهور رسيد و نيز در اسرار آورده كه نور ايمان را بچراغ تشبيه كرد بجهت آنكه در هر خانه كه چراغ بود دزد پيرامون آن نگردد و همچنين در هر دل كه ايمان باشد شيطان را بآن راه نبود يا آنكه چون بچراغ داخل خانه روشن ميشود اثر ضوء آن بر روزنهاى آن ميرسد همچنين چون داخل دل بنور ايمان روشن ميگردد شعاع آن بر روزنهاى حواس ميافتد و انوار طاعات بر اعضا و جوارح بديد ميآيد پس سيماى مؤمن از دل او خبر ميدهد كه سيماهم فى وجوههم من اثر السجود و گويند تشبيه دل مؤمن بآبگينه بجهت آنست كه تا آن را بسنگ ظلم و جفا نشكند كه آبگينه بشكسته هر جا كه رسد ببرد و زخمى كه دل شكسته مؤمن بر كسى زند مرهم نپذيرد و در مجمع البيان از ابى بن كعب روايت كرده كه اينمثلى است كه حق سبحانه