تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٧ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
و يا بميراند مرا از انانيت من و زنده سازد بهويه خود كه حيات حقيقى عبارت از آنست وَ الَّذِي و وى آن كس است كه أَطْمَعُ طمع دارم أَنْ يَغْفِرَ لِي آنكه بيامرزد براى من خَطِيئَتِي گناهان مرا يَوْمَ الدِّينِ در روز جزا اسناد گناه بخود با وجود عصمت نبوت يا بجهت كسر نفس است و انقطاع تام باو سبحانه و يا بجهت تعليم امت تا استغفار را شعار خود ساخته از معاصى مجتنب شوند و يا مراد از آن ترك اوليست و نكته
(حسنات الأبرار سيئات المقربين)
مشعر بر اينست و گفتهاند كه معنى آنست كه ان يغفر لمن يشفعنى يعنى بيامرزد آن كسى را كه مرا شفيع گناه خود سازد پس در كلام مضاف مقدر باشد و مثل اينست قوله تعالى لنبيه ص لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ و در تلخيص آورده كه مراد خطاياى امت محمد (ص) است كه حضرت خليل از ملك جليل استدعاى غفران آن نموده و حمل خطيه مذكوره و بر كلمات ثلثه كه از آن حضرت صادر شده اعنى قوله إِنِّي سَقِيمٌ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ و قوله هى اختن ضعيفست زيرا كه اينها معاريضند نه خطايا و تعليق مغفرت بآخرت جهت آنست كه اثر آن در آن روز مبين گردد نه در دنيا شعبى از عايشه روايت كرده كه از رسول (ص) پرسيدند كه يا رسول اللَّه عبد اللَّه جذعان صله رحم كردى و مهمانان را طعام دادى و اسيران را از بند رها كردى او را هيچ سودى كند فرمود كه نه زيرا كه هرگز نگفت رب اغفر لى خطيئتى يوم الدين يعنى مسلمان نبود و بقيامت ايمان نداشت بدانكه صدور اينكلام از حضرت ابراهيم (ع) بجهت احتجاج بود بر قوم او و اخبار بآنكه صلاحيت الهيت ندارد مگر كسى كه فاعل اين افعال است و بعد از آن حقتعالى حكايت ميفرمايد از آنچه ابراهيم از او سبحانه سؤال نمود بقوله رَبِّ هَبْ لِي اى پروردگار من ببخش مرا و عطا كن حُكْماً كمال در علم و عمل تابان مستعد خلافت حق و رياست خلق گردد و گويند كه حكم بيان شيئى است بر نهجى كه حكمت مقتضى آن باشد و از كلبى ماثور است كه مراد از آن نبوتست و قول او از ابن عباس منقولست وَ أَلْحِقْنِي و در رسان مرا بسبب توفيق كمال در علم و عمل بِالصَّالِحِينَ بشايستگان راه و برگزيدگان درگاه و بمرتبه و درجه ايشان يعنى داخلگردان مرا در عدد انبيا كه كاملانند در صلاحيت و اصلا صلاح ايشان مشوب نيست بشوب كبيره و صغيره عبد اللَّه عباس فرموده كه مرا باهل بهشت دررسان و در اينكلام دلالتست بر عظم شان صلاح و آن عبارتست از استقامة بر آنچه