تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٦ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
از آن خلاصى بخش فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم او را وَ مَنْ مَعَهُ و هر كه را با او بود از مؤمنان فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ در كشتى پر از آدميان و امتعه و ماكولات و انواع حيوانات
ثُمَّ أَغْرَقْنا پس غرق ساختيم بَعْدُ پس از رهانيدن او و اتباع او الْباقِينَ باز پس ماندگان از كشتى يعنى گروه كفار كه بر ايشان مبعوث بود إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در صبر نوح عليه السّلام بر ايذاى قوم و عناد و جحود ايشان و غرقه گشتن ايشان بجهة آن و انجاء اهل ايمان در كشتى لَآيَةً هر آينه علامتيست شايع و متواتر مر كسانى را كه بآن متعظ شوند و پند گيرند و از وادى ضلالت محترز شده اقتدا به پيغمبران كنند و در صراط مستقيم سلوك نمايند وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ و نبودند بيشتر قوم نوح عليه السّلام مُؤْمِنِينَ گرويدگان بخدا و پيغمبر او بلكه از قوم او همين هفتاد و نه تن ايمان آورده با وى در كشتى بودند وَ إِنَّ رَبَّكَ و بدرستى كه آفريدگار تو لَهُوَ الْعَزِيزُ هر آينه او است توانا بر عقوبة كافران و منتقم بر ايشان الرَّحِيمُ مهربان بامهال عذاب از ايشان تا حجة بر ايشان لازم گردد يعنى از الزام حجة و اظهار بينه بر طريق حق انزال عذاب نفرمايد و يا رحيم است بر مؤمنان در انجاى نوح و اتباع او در كشتى و يا بر توفيق پيغمبران در حلم و بردبارى و احتجاج بر كافران كَذَّبَتْ عادٌ بدروغ داشتند قبيله عاد الْمُرْسَلِينَ فرستادگان را تانيث فعل باعتبار قبيله است و عاد در اصل اسم پدر ايشان بوده و در ما سبق مرقوم شد كه انكار احد انبيا موجب انكار همه است إِذْ قالَ لَهُمْ ياد كن اى محمد صلى اللَّه عليه و اله و سلّم چون گفت مر ايشان را أَخُوهُمْ هُودٌ برادر نسبى ايشان هود أَ لا تَتَّقُونَ آيا پرهيز نميكنيد از شرك يا نميترسيد از نزول عذاب الهى و از وقوع عقاب پادشاهى خايف نمىشويد إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را رَسُولٌ أَمِينٌ فرستادهايم امين بر وحى و رسالت يعنى آنچه بر من نازل شده از حق تعالى به همان طريق بشما ميرسانم و بتغيير و تبديل در آن خيانت نميكنم و يا آنكه چون من بصفة امانت مشهور و معروفم در ميان شما پس هر آينه ميدانيد كه قول من حق و صدقست و معرا از شائبه كذب و تهمت فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خدا و ترك مخالفت او كنيد وَ أَطِيعُونِ و فرمان بريد مرا در آنچه شما را بدان دعوت ميكنم وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ و نميطلبم از شما بر تبليغ رسالت و اداء دعوت مِنْ أَجْرٍ هيچ مزدى