تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٧ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
از مال و متاع دنيا إِنْ أَجْرِيَ نيست پاداش من بر اين إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ مگر بر آفريدگار عالميان تقدير قصص بقول مذكور بجهة دلالة است بر آنكه بعث مقصور است بر خواندن پيغمبران قوم خود را بمعرفة حق و فرمانبردارى در آنچه مقرب مدعو باشد بثواب او سبحانه و مبعدوى از عقاب او و همه انبيا در اين دعوت مبرا بودند از مطالع دينيه و اغراض دنيويه و متفق برخواندن قوم خود بر اصول مذهب از توحيد و عدل و بعث و نشر و اگر چه مختلف بودند در بعضى تفاريع و چون قوم هود بلهو و لعب مشغول بودند و بعبث و بازى اوقات ميگذرانيدند از اينجهة هود ع انكار اين معنى نموده و فرمود كه أَ تَبْنُونَ آيا بنا ميكنيد بِكُلِّ رِيعٍ بهر موضع بلند آيَةً علامتى براى تماشاى آينده و رونده تَعْبَثُونَ بازى ميكنيد به بنيان آن بدون آنكه شما را بآن بنا احتياج باشد و در آنجا ساكن شويد و مقاتل بن سليمان فرموده كه ايشان در سفرها بسيارها راه رفتندى و راه بستارهها بردندى و در سراهها بناهاى بلند و ميلهاى مرتفع بنا كردندى ببعث و اصلا بان احتياج نداشتند و گفتهاند كه مراد باين سراها است كه بر بلندى بنا كردندى و ايشان را بآن احتياج نبودى و كارى كه كسى كند بدون احتياج بدان عبث باشد و نزد بعضى آنست كه بر سر راهها خانهاى بلند ميساختند و در آنجا مينشستند و هر كه بر ايشان بگذشتى با او بازى كردندى مجاهد گفته كه مراد كبوتر خانها است كه براى طيران كبوتران و بازى كردن بآنها بر بلندى ساختندى و يا قصور رفيعه بنا كردندى و بآن بر يكديگر افتخار كردندى از پيغمبر (ص) مرويست كه هر كه بنائى بسازد آن بنا وبال وى باشد در آخرت مكر گاهى كه او را بآن گريزى نباشد و بريره از انس مالك روايت كند كه روزى پيغمبر (ص) قبه رفيعى بنظر درآورد و فرمود كه ما هذه اين چيست اصحاب گفتند يا رسول اللَّه مالك ابن شخصى از انصار است آن حضرت آنجا مكث فرمود تا صاحب آن حاضر شد و چون نزد پيغمبر (ص) آمد سلام كرد حضرت از وى روى بگردانيد آن شخص اثر غضب رسول (ص) را نسبت بخود دريافت و شكايت آن را ببعضى از اصحاب كرد و گفت بخدا سوگند كه رسول خدا بنظر غضب بر من نگاه ميكند و از من اعراض ميكند نميدانم كه از من چه صادر شده گفتند كه پيغمبر (ص) قبه ترا بديد و گفت اين از كيست گفتيم از فلان پس آن مرد قبه را بكند و با زمين هموار كرده روز ديگر چون پيغمبر (ص) بآنجا رسيد قبه را نديد سبب آن را پرسيد گفتند صاحب او بما شكايت كرد از اعراض شما از او ما صورت حال را بوى گفتيم او هدم آن كرد فرمود كه
ان كل بناء يبنى وبال على صاحبه يوم القيمة الا ما لا بد منه
القصه هود بر سبيل انكار بقوم خود گفت بناها ميسازيد بر مواضع بلند بجهت لهو و لعب بدون احتياج بآن وَ تَتَّخِذُونَ و فرا