تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨١ - سوره الحج(٢٢) آيات ٧٠ تا ٧٨
منكر مصدر ميمى است بمعنى انكار چون مكرم بمعنى اكرام و مراد اثر انكار است كه آن عبوس بشره است يعنى چون قرآن بر كافران خوانى اثر كراهة و نفرت در روى ايشان ببينى از فرط تكبر و غيظ و عناد و لجاج كه با حق دارند بجهة اباطيلى كه اخذ آن كردهاند از روى تقليد و اين منتهاى جهالت است و بجهت اشعار بر اين وضع الذين كفروا در موضع ضمير واقع شده كه ان فى وجوههم است يَكادُونَ يَسْطُونَ سطو بمعنى وثب و بطش است يق سطا عليه و سطا به اذا تناوله بالبطش يغنى نزديك باشد كه از فرط غيظ و غضب برجهند و بگيرند بشدت تمام بِالَّذِينَ به آنانكه يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ ميخوانند بر ايشان آياتُنا آيتهاى ما را و هر نوع اذية و بدى كه توانند بايشان رسانند قُلْ بگو اى محمد ص ايشان را أَ فَأُنَبِّئُكُمْ آيا خبر كنم شما را بِشَرٍّ مِنْ ذلِكُمُ ببدتر از آنچه ميخواهيد شما بتاليان قرآن و صعبتر از غيظ و خشم شما بر ايشان يا سختتر بر شما از آنچه بشما رسيده از كراهيت و ضجر بسبب آنچه خوانده ميشود بر شما از قرآن النَّارُ آن آتش دوزخ است كه سختتر و مكروهتر است از غيظ و سطوة شما رفع نار بخبريت است و مبتدا محذوفست اى هذه النار و اين جواب سؤال مقدر است كانه سايلى سؤال كرده كه ما هو در جواب او واقع شده كه النار اى هذا النار و ميتواند بود كه النار مبتدا باشد بر طريق استيناف و خبر آن قوله وَعَدَهَا اللَّهُ يعنى آتشى كه وعده داده است آن را خدا الَّذِينَ كَفَرُوا آنان را كه نگرويدند و بنا بر اول جمله فعليه جمله مستانفه است و يا آنكه در موضع حالست از اسم اشاره كه در تاويل انبه يا اشبر است يعنى آنكه بدتر و سختتر از غيظ و سطو شما است آتش دوزخ است در حالتى كه حقتعالى وعده داده آن را بكافران وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ و بد موضع بازگشتيست آتش خلاصه معنى آنست كه اى كافران شما بجهة آنكه مؤمنان آيات قرآن بر شما ميخوانند باين مرتبه خشمناك و غضبناك ميشويد كه از غايت غيظ ميخواهيد كه بسط يد كنيد بر ايشان بانواع ضرر و ايذا پس حال شما در شدة غيظ چگونه باشد در وقتى كه آتش دوزخ را ببينيد كه بمراتب بدتر و سختتر است از آن خطاب بمشركان مكه كرده و ميفرمايد كه يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان ضُرِبَ مَثَلٌ زده شده است مثلى براى عبادت شما مر اصنام را و بيان كرده شده فَاسْتَمِعُوا پس بشنويد و گوش فرا داريد لَهُ مر آن مثل را بگوش هوش و در آن تامل كنيد مراد بضرب مثل اين جا بيان قصه رايقه و حال مستغربه است كه مثابه ساير مثل است و در استغراب و استعجاب