تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٥ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ١٠ تا ١٩
بعضا و كقوله لا ترا نارا هما اى تتقاربان بحيث تكون احديهما بمر اى من الاخزاى پس إِذا رَأَتْهُمْ در معنى اينست كه (اذا كانت منهم بمرى الناظر) و نكته در اسناد رؤيت به نظر با آنكه حقيقة مسند باهل شركست و در معيى اينكه يرونها بجهة ابلغيت آنست كانهم تريهم رؤيت الغضبان يعنى آتش مانند كسى باشد كه بنظر غضب و شدت خشم بايشان نكرد و تأنيث فاعل بجهة آنست كه سعير بمعنى نار است يا جهنم و گويند در كلام مضاف محذوفست و تقدير اينكه اذا راتهم زبانيتها يعنى چون ببينند زبانه دوزخ ايشان را مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ از جاى دور كه صد ساله راه باشد بقول سدى و كلبى و بقول ديگر پانصد ساله راه و از ابو عبد اللَّه (ع) مرويست كه
من مسيرة سنة
سَمِعُوا لَها شنوند مر آن آتش را يامر زبانيه آن را تَغَيُّظاً او از جوشيدن از فرط خشم وَ زَفِيراً و بانگى چنان كه از درون خشمناكان آيد يعنى غريدن و بنا بر آنكه تغيظ و زفير صفت آتش باشند پس تشبيه صوت غليان خواهد بود بصورت مغتاظ و زفير او كه صوتيست كه شنوده ميشود از جوف او صاحب انوار آورده كه چون نزد ما حيات مشروط ببينه نيست پس ممكن است كه حقتعالى در آتش زندگى خلق كند كه ببيند و خشم گيرد و بغرد و مؤيد اينست كه از رسول (ص) مرويست كه
من كذب على متعمدا فليتبوأ بين عينى جهنم مقعدا
هر كه بر من دروغ بندد خويشتن را در پيش چشمهاى آتش جاى سازد گفتند يا رسول اللَّه (ص) دوزخ را چشم باشد فرمود كه نميشنوى حق تعالى ميفرمايد كه إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ و گويند تغيظ آتش را باشد و زفير دوزخيان را فكانه قال (سمعوا التغيظ للنار و الزفير لاهلها) وَ إِذا أُلْقُوا و چون در انداخته شوند مشركان مِنْها از دوزخ مَكاناً ضَيِّقاً در جاى تنك بجهت زيادتى عذاب چه كرب يا ضيقست و روح با سعت و لهذا حقتعالى در وصف جنت ميفرمايد كه عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ و در حديث آمده كه سعت خانه موجب بركت آنست و ضيق آن باعث شامت آن و ابن عباس در تفسير اين آيه فرموده كه (انه يضيق عليهم كما يضيق الزج فى الرمح) جهنم را بر كافر چنان تنك كنند كه آهن بر نيزه و در حديث آمده كه
و الذى نفسى بيده انهم يستكرهون الوقد فى الحائط
يعنى رسول (ص) فرمود بحق آنكه نفس من در فرمان اوست كه دوزخ را چنان تنگ گيرى كنند بر مشركان كه ميخ كوفته را در ديوار و بدانكه من در منها براى بيان مكان ضيقست كه مقدم بر آن واقع شده يعنى چون كفار را بيندازند در جاى تنك از دوزخ مُقَرَّنِينَ در حالتى كه مقترن و بهم بسته شده باشند يعنى بزنجيرهاى آتش