تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
و هر چه شرع آن را حرام كردن و يا وجه حلية آن مشتبه و پوشيده است حكم انحراف و مخالفة شرع بآن غذاست و اگر چه يك لقمه باشد و يا هنگام اثر آن غذا بنفس و اعضا سرايت كند و آثار طغيان و عصيان و ارتكاب مناهى و مباشرت اخلاق ردية بظهور رسد و در حديث آمده كه
ان اللَّه طيب لا يقبل الا الطيب
حاصل كه حق سبحانه مىفرمايد كه غذاى حلال خوريد و عمل شايسته كنيد إِنِّي بدرستى كه من بِما تَعْمَلُونَ بآنچه شما مىكنيد عَلِيمٌ داناام و بر آن مجازات خواهم داد اين بيان سببى است كه داعيست بصلاح عمل چه عاقل هر گاه عملى كند براى كسى كه عمل او را ميداند و بر حسب آنچه مىكند جزا ميدهد و بقدر استحقاق او مزد كرامت مىكند البته در اصلاح عمل خود ميكوشد و آن را بر وفق مراد مجزى بجا ميآورد پس بر طريق استيناف ميفرمايد كه وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ و به درستى كه اينملت شما است اى رسل يا اى عيسى يا اى محمد (ص) أُمَّةً واحِدَةً در حالتى كه ملت يگانه است در عقايد دينيه و اصول شرايع يا جماعت شما جماعتى متحدند و متفق بر ايمان و توحيد در عبادت و مؤيد معنى اولست قوله تعالى إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ اى على دين و جبائى گفته كه معنى آنست كه اين جماعت شما و جماعتى كه قبل از شمااند همه يك امتند يعنى همه بندگان منيد وَ أَنَا رَبُّكُمْ و من آفريدگار شماام فَاتَّقُونِ پس بترسيد از من در مخالفت كلمه توحيد و در عصيان فَتَقَطَّعُوا ضمير راجع است بآنچه امت دالست بر آن بنا بر معنى اول و يا راجع بامت بنا بر ثانى يعنى پس منقطع ساختند اهل ملل أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كار دين خود را در ميان يكديگر زُبُراً پاره پاره يعنى آن را اديان مختلفه گردانيدند و يا متفرق و متخرب شدند بسبب امر دين خود در حالتى كه فرقه فرقه بودند و بنا بر اين امرهم منصوب بنزع خافض است يا تميز است و بدانكه زبرا يا حالست از امرهم و يا از واو و يا مفعول ثانى فتقطعوا بجهة آنكه متضمن معنى جعلست و آن جمع زبور است بمعنى فرقه يعنى منقطع و متفرق شدند بامر دين خود در حالتى كه دين ايشان فرقه فرقه بود يعنى مختلف و متعدد و يا در حالتى كه ايشان حزب حزب بودند يا منقطع ساختند امر دين خود را بقطع مختلفه و ملل متنوعه و گويند زبر بمعنى كتب است مأخوذ از زبرت الكتاب و بنا بر اينمضاف محذوفست و تقدير اينكه مثل زبر يعنى دين خود را گردانيدند مانند كتب مختلفه يا بسبب دين خود متفرق گشتند مانند صحايف متفرقه و ابن زيد گفته كه معنى آنست كه هر يك دين خود را كتابى ساختند و نوشته موضع كردند و در آن حجة آوردند بر صحت مذهب خود و ابطال غير آن و حسن گفته كه هر گروهى را در امر دين خود اختيار كتابى كردند و كتاب