تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩١ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٦٠ تا ٦٩
خداى خواه در جزء اول شب يا آخر آن در اين آيه داخل است اعم از آنكه بعد از آن تالى باشد يا ذاكر باشد يا داعى يا نايم وَ الَّذِينَ و ديگر ايشان آنانند كه با وجود اجتهاد در طاعت و اتصاف بخشوع و خضوع شب يَقُولُونَ ميگويند از روى خشيت از حضرت عزت كه رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا اى پروردگار ما بگردان از ما عَذابَ جَهَنَّمَ عذاب دوزخ را إِنَّ عَذابَها بدرستى كه عذاب دوزخ كانَ غَراماً هست لازم و دايم و غير مفارق يعنى جاويد و منه الغريم لملازمته از حسن مرويست كه غريم اگر چه الحاح نمايد و ملازم مقرض باشد اما آخر از او مفارقت كند بخلاف دوزخ كه غريميست كه بهيچ وجه از صاحب خود مفارقت نكند و محمد بن كعب فرموده كه حق تعالى بر كافران انواع نعم كرامت فرمود و ايشان كفران آن نموده بشكر گذارى آن قيام ننمودهاند از اين جهت عذاب دوزخ را غريم و لازم حال ايشان گردانيد اين آيه ايذانست بآنكه بندگان مطيع با وجود حسن مخالطة ايشان با خلق و اجتهاد ايشان در عبادت خالق ترسكارند از عذاب الهى و مبتهل و متضرع در صرف آن از ايشان بجهت عدم اعتداد ايشان باعمال خود و عدم وثوق بر استمرار احوال خود پس از اينجهت استعاذه ميكنند از آن بخدا و بعد از آن در بيان علت صرف آن از خود ميگويند كه إِنَّها بتحقيق كه دوزخ ساءَتْ مُسْتَقَرًّا بد است از روى آرامگاه وَ مُقاماً و جاى بودن و يا در حالتى كه بد قرارگاه و مكان ايستادنست و بدان كه مخصوص بذم محذوفست كه جمله بآن مرتبط است باسم ان و تقدير اينكه ساءت مستقرا و مقاما هى و ميتواند بود كه ساءت بمعنى (احزنت) باشد نه و بئست و ضمير اسم ان در او مستتر و هر يك از مستقر او مقاما حالند يا تميز و جمله ثانيه تعليل علت اولى است يا هر دو تعليل صرفند و محتملست كه اين دو جمله حكايت باشند از قول عباد الرحمن يا ابتداء كلام باشند از حق تعالى وَ الَّذِينَ و ايشان آنانند كه إِذا أَنْفَقُوا چون نفقه كردند لَمْ يُسْرِفُوا اسراف نكردند و از حد شرع درنگذشتند يعنى در معاصى و محرمات صرف نكردند وَ لَمْ يَقْتُرُوا و تنگ گيرى نكردند چون تنگگيرى بخيل و شحيح يعنى بخل نورزيدند و حق اللَّه از مستحق بازنداشتد و گويند اسراف انفاق است در محارم اگرچه يك حبه باشد و تقتير منع حق واجب و با آنكه از حد كرم تجاوز نكردند و امساك را شيمه خود نساختند وَ كانَ و بود انفاق ايشان بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ميان اسراف و اقتار است ايستادند يعنى طريقه اعتدال و عدالت كه بناى احكام شرع