تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٨ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٧٠ تا ٧٧
امر دين بافاضه علم و توفيق عمل و توحيد امام بجهت دلالتست بر جنس و عدم ليس كقوله تعالى ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا و يا آنكه بجهت مصدر است در اصل و يا آنكه مراد اينست كه و اجعل كل واحد منا اماما و يا آن كه بندگان شايسته در حكم نفس واحدند بجهت اتحاد طريقه ايشان و اتفاق كلمه ايشان و گويند كه آن جمع امم است چون صائم و صيام حاصل معنى آنكه ايشان در دعا ميگويند كه تقوى و صلاحيت و علم ما را بمرتبه رسان كه همه مردمان قصد ما كنند و اقتدا نمايند و گويند معنى آنست كه با ما لطفى كن كه چون ذكر متقيان رود ما را پيش از همه ذكر كنند و بيش از همه ستانيد و مجاهد گفته كه معنى آنست كه توفيق ده ما را كه اقتدا كنيم بكسانى كه پيش از ما بودهاند از صلحا و اتقيا تا اقتدا بما كنند آنانى كه بعد از ما باشند و بنا بر اين معنى جايز است كه لام بحسب لفظ در متقين باشد و بحسب معنى در ضمير منصوب اجعلنا و تقدير اينكه و اجعل من المتقين لنا اماما و مصدق اينست آنچه ابو بصير روايت كرده كه امام جعفر صادق (ع) را گفتم و اجعلنا للمتقين اماما آن حضرت فرمود كه آيه را بر ظاهر خود حمل كرده و طلب كارى بزرگ كرده بدانكه آيه در معنى آن است كه
او اجعل لنا من المتقين اماما
يعنى بگردان براى ما از متقيان و پرهيزكاران امامى و پيشوايى تا بوى اقتدا كنيم و توحيد امام مؤيد اينست و بنا بر اين روايت آيه از باب قلب است بعد از آن حقتعالى اخبار ميكند از مآل حال جماعتى كه متصف باين صفات حسنهاند بقوله أُوْلئِكَ آن گروه كه مذكور شدند يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ پاداش داده شوند بغرفه بهشت يعنى بلندتر موضعى در آن و اين اسم جنس است و مراد از آن جمع است كقوله تعالى وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ و گفتهاند كه غرفه اسميست از اسماى بهشت و در فصول آورده كه غرف كوشكها است بر چهار قايمه نهاده از زر و نقره و لؤلؤ و مرجان و اين از عطا منقولست و يا مراد از آن درجه رفيعه و مرتبه عاليه بنده است نزد حضرت عزت و اصح آنست كه غرفات منازل عليا است در جنات على پس اين نوع منازل بد ايشان دهند بِما صَبَرُوا بآنچه صبر كردند بر مشقت دنيا و ايذاى كفار و يا بر ترك مستلذات و رفض شهوات و تحمل مجاهدات و يا بر فقر و احتياج و اين ماثور است از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه و يا بر اداى مشاق فرايض و مضض انواع طاعات و اطلاق صبر بجهت شياع آنست در هر مصبور عليه وَ يُلَقَّوْنَ و ببينند يعنى بيابند و حفص يلقون خوانده به تشديد قاف بر صيغه مجهول يعنى عطا داده شوند فِيها در بهشت تَحِيَّةً به بقية دايمه يعنى زندگانى باقى كه هرگز فنا در عقب حيات آن نباشد وَ سَلاماً و سلامتى از آفات و يا دعاى زندگى و سلامتى شنوند از جانب ملائكه فرشتگان بايشان گويند كه حياكم اللَّه و سلام عليكم و يا تحيّة