تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٦ - سوره النمل(٢٧) آيات ١ تا ٩
ياد كن چون گفت موسى ابن عمران و ميتواند بود كه ظرف متعلق باشد به عليم يعنى خدا دانا بود بگفتار موسى در حينى كه گفت لِأَهْلِهِ مر كسان خود را كه با او بودند در وقت توجه از مدين بمصر و راه گم كرده بود و زنش را مخاض گرفته و سر ما دريافته و شب در نهايت ظلمت با رعد و صاعقه و بارندگى هر چند جهد ميكرد آتش از آتش زنه بيرون نميآمد پس در اينحالت گفت كه إِنِّي آنَسْتُ بدرستى كه من ديدم ناراً آتشى افروخته و منه اشتقاق الانس لانهم مريئون و يا احساس كردم آن را بر وجهى كه انس مرا بآن حاصل شد سَآتِيكُمْ زود باشد كه بيارم مِنْها بِخَبَرٍ از آن آتش خبرى يعنى كسى كه بر سر آن آتش باشد حال راه و غير آن معلوم كنم مرويست كه با موسى غير از زن او كسى ديگر نبود پس بنا بر صحت اينذكر اهل بر طريق كنايه باشد يعنى حقتعالى زوجه او را تكينه فرموده باشد باهل و ورود خطاب بر لفظ جمع تابع اين ساخته و يا بجهت اقامه زوجه خود در مقام جماعتى كه بايشان انس حاصل بشود در امكنه موحشه و ذكر سين جهت دلالت است بر بعد مسافت يا وعده باتيان و اگر چه دير كند و سآتيكم بخبر و لعلى اتيكم اگر چه بجهت صورت كالمتدافعينست بجهت آنكه احدهما ترجى است و ديگر تيقن لكن راجى هر گاه رجاى او قوى باشد گاهست كه ميگويد سافعل كذا و سيكون كذا با آنكه تجويز جنبه مرجوحه ميكند حاصل كه موسى (ع) فرمود اهل خود را كه اينجا مكث نمائيد تا من خبرى را از كسى كه نزد آن آتش باشد بپرسم أَوْ آتِيكُمْ يا بيارم براى شما بِشِهابٍ قَبَسٍ شعله آتش شعله كشنده و مقبوسه و فرا گرفته شده يعنى پاره از آن آتش اخذ نمايم لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ شايد كه شما گرم شويد بآن يعنى باميد اينكه شما گرم شويد بآن و از سورت سرما خلاص شويد اضافه شهاب قبس جهت آنست كه شهاب مقبوس و غير مقبوس مىباشد و كوفيان و يعقوب بتنوين با ميخوانند بآنكه قبس بدل آن باشد يا صفت بجهت آنكه بمعنى مقبوس است و اين هر دو وعده بر سبيل ظن غالب باشد و لهذا در طه بصيغه ترجى از آن تعبير فرموده چنان كه انفا اشاره كرده شد و ترديد بجهة آنست كه تا دلالت باشد بر آنكه اگر بهر دو ظفر نيابد بيكى از آن فايز خواهد گشت كه آن يا هدايت طريق باشد و يا اقتباس نار و اين يا بنا بر ظاهر حال بود و يا وثوق بعادة اللَّه بر آنكه بنده را بالكليه محروم نگرداند و اصطلا از صلا مشتقست بمعنى نار عظيمه القصه موسى اهل خود را گذاشته متوجه آن نار شد فَلَمَّا جاءَها پس آن هنگام كه آمد بنزديك آن آتش نورى ديد كه بىاحراق افروخته از درختى سبز كه برگ آن را نميسوخت و پژمرده نميگشت از آن متعجب شد و آهنگ كرد تا آتش برگيرد آتش از سر درخت