تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٥ - سوره النور(٢٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
متراكب يعنى در هم بسته و درهم رفته فَتَرَى الْوَدْقَ پس ميبينى باران را يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ بيرون آيد از فتوق و مخارج آن و اين جمع خلل است چون جبال و جبل يعنى از فرج او بيرون ميآيد وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ و فرو ميفرستد از ابر كه متصف بصفت سمو و علو است مِنْ جِبالٍ فِيها از كوههايى كه در او است يعنى قطعهاى ابر بزرگ كه مشابه كوهها است در عظمت يا در جمود مِنْ بَرَدٍ از تگرگ اين بيان جبال است يعنى تگرگى كه كاين است در آن ابر مفعول محذوفست و من اول براى ابتدا تقديرش اين كه ينزل مبتديا من السماء من جبال فيها من برد مراد آنست كه ميفرستد از تگرگى كه در ابر است تگرگرا و ميتواند بود كه من ثانيه يا ثالثه براى تبعيض باشد واقع موقع مفعول و بنا بر اول ثانيه براى تبعيض است و ثالثه براى تبيين و در مجمع آورده كه تحقيق آنست كه من جبال بدل من السماء است و فيها متعلق بمحذوف اى من جبال كائنة فى السماء پس جار مجرور در موضع صفت باشد اى جبال سماويه و من برد متعلق بمحذوف ديگر در محل جر كه صفت بعد از صفت است تقديره من جبال سماوية بردية و مفعول ينزل محذوف اى ينزل من جبال فى السماء من رد بردا كما سبق اخذت من المال شيئا و در كشاف آورده كه من اولى براى ابتداء غايت است و ثانيه براى تبعيض و ثالثه براى بيان و يا اولى و ثانيه براى ابتداء و اخيره براى تبعيض و معناه انه ينزل البرد من السماء من جبال فيها من برد و بنا بر اول مفعول ينزل من جبال است و گويند مراد بسما آسمانست نه ابر و در آسمان كوهها است از تگرگ چنان كه در زمين كوهها است از سنگ و حقتعالى از آن تگرگ نازل ميگرداند و دليل عقلى قايم نشده است بر منع اين و اما مشهور آنست كه انجره چون متصاعد شد و حرارت تحليل آن نكرد بطبقه زمهرير رسد كه در جوهر است برودت آن را مجتمع و ملتئم ساخته ابر گرداند پس اين هنگام اگر برد اشتداد ندارد امطار متقاطر ميشود و ريزان ميگردد و اگر بصفت اشتداد است فحينئذ اگر قبل از اجتماع اجزاء بخارية برودت بآن رسيد برف ميشود و اگر نه تگرگ و گاه هست كه برودت هوا بحد افراط ميرسد پس منقبض و منعقد ميشود و سحاب ميگردد و از آن مطر يا ثلج نازل ميگردد و همه اين ناچار است كه مستند باشد باراده واجب حكيم بجهت قيام دليل بر آنكه اراده موجب اختصاص حوادث است بمحال و اوقات آن و اليه اشار بقول فَيُصِيبُ بِهِ پس ميرساند آن تگرگ را بر سبيل عذاب مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد يعنى بمزارع و اشجار هر كه اراده نمايد تا زرع و ثمره آن را هلاك گرداند و ضايع سازد وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ و باز ميگرداند آن را از هر كه ميخواهد يعنى باز ميدارد آن را از مزارع و اشجار او تا محصول او بسلامت