تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٤ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١١٠ تا ١١٩
و فرمانبردارى من كنيد تكرير امر بتقوى و اطاعت جهت تاكيد حجة است بر ايشان و تقرير آن در نفوس ايشان چه قوم نوح بغايت سختدل و بىآذرم بودند و بجهة تنبيه است بر آنكه هر يك از امانت و حسم طمع او دلالت ميكند بر وجوب اطاعت او در چيزى كه ايشان را بآن دعوت ميكند فكيف كه هر دو با هم مجتمع شده باشند و يا بجهت اشارت بآنكه هر يك از آن تعلق بعلتى دارد از امانت و قطع طمع پس قوم نوح از روى انكار قالُوا گفتند در جواب نوح أَ نُؤْمِنُ لَكَ آيا ايمان آريم و تصديق كنيم ترا وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ و حال آنكه پيروى تو كردهاند سفلكان و بيقدران و فرومايگان و اهل خست و دنائت كه نه حسب دارند و نه نسب و نه جاه و مال چه اهل صنايع دنيه و خسيسهاند ابن عباس گفته كه مراد ايشان باين قول اهل حياكت بودند و عكرمه گفت كه مراد ايشان به اين گفتار كفش گران بودند و نزد جمعى ديگر حجام حاصل كه ايشان بجهة سخافت عقل و قصور راى خود بر حطام دنيا اتباع اين جماعت را كه بيمال و جاه بودند مانع اتباع ايمان خود دانستند و دليل بطلان ايمان و اتباع قول نوح دانستند و باين قول اشاره كردند بآنكه اتباع اراذل نه از سر نظر و وجه بصيرت است بلكه بجهت توقع مال و رفعت بظاهر مؤالفند و اما بباطن مخالف و لهذا نوح (ع) قالَ گفت در جواب ايشان وَ ما عِلْمِي و نيست دانش من يا چه باشد علم من بِما كانُوا يَعْمَلُونَ به آنچه هستند كه ميكنند آن را از روى اخلاص يا طمع در طعمه يعنى حكم من بر ظاهر است و چون ايشان عمل اهل ايمان ميكنند پس بر من واجبست كه حمل آن بر اخلاص كنم و بر حسب ظاهر إِنْ حِسابُهُمْ نيست حساب بواطن ايشان إِلَّا عَلى رَبِّي مگر بر پروردگار من كه مطلع است بر آن لَوْ تَشْعُرُونَ اگر دانيد كه عالم الغيب او است هر آينه دانيد قول مرا در اينباب و ليكن جاهليد پس مىگوييد آنچه نميدانيد قريش نيز بهمين طريقه سلوك نموده در اصحاب حضرت رسول (ص) طعن كردند و اتباع انبيا نيز به اين صفة بودند چنان كه آوردهاند كه هرقل كه پادشاه روم بود ابو سفيان را از اتباع رسول عليه السّلام سؤال كرد او گفت هم ضعفاء الناس و اراذلهم هرقل گفت ما زالت اتباع الانبياء كذلك حاصل كه چون قوم نوح (ع) اتباع او را طعن كردند و استرذال ايشان نمودند در ايمان ايشان و گفتند ايشان از روى نظر و بصيرت ايمان نياوردهاند بلكه بر سبيل هواى نفس و بادى الامر بتو گرويدهاند كما قال اللَّه تعالى حكاية عنهم أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ نوح (ع) بگفتار لو تشعرون رد اعتقاد ايشان فرمود و انكار اينكه مؤمن را اراذل گويند و اگر چه افقر مردمان باشد و افضع ايشان در حسب و نسب چه بحسب حقيقة غناء غناء