تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠ - سوره طه(٢٠) آيات ١٣٠ تا ١٣٥
رسول خود را حاصل كه حقتعالى رسول خود را امر فرمود كه با اهل خود اقبال كن بر صلوة كه معظم عباداتست و اساس آن و بوسيله آن استعانت جواز خدا بر خصاصت و فقر و فاقه خود و غمگين مشو بامر رزق و معيشت لا نَسْئَلُكَ نميخواهيم از تو رِزْقاً روزى دادن را يعنى از تو سؤال روزى دادن نميكنم بر خود و بر كسان خود غمگين مشو بامر رزق يعنى نميگويم كه خود را و اهل خود را روزى ده نَحْنُ نَرْزُقُكَ ما روزى ميدهيم ترا و ايشان را پس براى نماز و تهيه اسباب نياز فارغ بال باش وَ الْعاقِبَةُ و سرانجام پسنديده لِلتَّقْوى مر خداوند آن پرهيزكارى را است پس عنان تقوى را از دست مده كه ما ضامن روزى متقيانيم كما قال وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ و
فى الحديث القدسى من كان للَّه كان اللَّه له
آوردهاند كه حق سبحانه هر چند معجزه بينه بر كفار مكه مينمود ايشان بجهت فرط عناد و تعنت آن را اعتبار نكرده و انكار آن كرده باز اقتراح معجزات از حضرت رسالت (ص) ميكردند حق سبحانه و تعالى فرمود كه وَ قالُوا و گفتند مشركان مكه لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ چرا نميآورد محمد (ص) بر ما آيتى و معجزه مِنْ رَبِّهِ از پروردگار خود يعنى چرا از آنچه ما از او ميطلبيم معجزه ظاهر نميكند تا مصدق دعوى او باشد أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ آيا نيامد بديشان در قرآن بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى بيان آنچه در كتابهاى پيشين است يعنى توريه و انجيل از عذاب متفرع بر تكذيب انبيا و هلاك قومى كه بعد از ظهور معجزات اقتراح آيات كردند يا آنكه چون ايشان طلب معجزه كردند حقتعالى الزام كرد ايشان را بعظم معجزات كه قرآنست و فرمود كه آيا نيامده است بديشان بيان روشن كه مشتملست بر خلاصه و زبده آنچه در كتب سماويه بوده از عقايد حقه و احكام كليسا در باب علم و عمل با آنكه منزل اليه امى است و آن صحف را نديده و نشنيده و از كسى تعليم نگرفته و همه فصحاى عرب از اتيان بمثل سوره از آن عاجزند و با وجود چنين معجزى واضح آيتى ديگر طلبيدن عناد و انكار است يا آنكه معنى آن باشد كه آيا نيامد بديشان يعنى نشنيدند از اهل كتاب بيان آنچه در تورية و انجيل است از صفت محمد (ص) و بشارت قدوم او وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ و اگر ما هلاك كرديمى كفار مكه را بِعَذابٍ بعذابى از نزديك خود بسبب كفر ايشان مِنْ قَبْلِهِ پيش از بعثت محمد (ص) يا قبل از نزول قرآن يا پيش از نمودن بينه چه بينه بمعنى برهان و دليل است پس ارجاع ضمير مذكر بمؤنث لازم نيايد لَقالُوا هر آينه گفتندى در وقت نزول عذاب رَبَّنا اى پروردگار ما لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا چرا فرو