تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣١ - سوره الحج(٢٢) آيات ١٠ تا ١٩
از روى صراخ و فرياد كه لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ هر آينه ضرر عبادت آن نزديكتر است از نفع آن و در انوار مذكور است كه لام لمن ضره متعلقست بيدعوا چه آن بمعنى يزعمست و زعم قوليست با اعتقاد و يا داخلست بر جمله كه قول ضمنى است زيرا كه يدعوا جارى مجراى يقول است اى (يقول الكافر ذلك بدعاء و صراخ حين يرى استضراره به) و يا مستانفست و يدعوا تكرير اول اى يدعوا من دون اللَّه ما لا يضره و ما لا ينفعه و من مبتدا و خبرا و قوله لَبِئْسَ الْمَوْلى يعنى هر آينه آنكه ضرر او اقربست از نفع او البته بدياريست وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ و بد معاشرى و مصاحبى كه باو معاشرت كنند و مخالطه ورزند و بنا بر معنى اول و ثانى اين جمله فعليه كلام مستقلست و مستانف و معنى اينكه هر آينه بد ناصريست بت و بد مصاحبى چه از او بغير از ضرر ابدى حاصل نميشود و بعد از ذكر كسانى كه شاكند در دين اسلام و يا مصرند بر نقيض آن بيان ثواب اهل ايمان ميكند كه ثابت و راسخاند در آن و ميگويد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا درمىآرد آنان را كه تصديق كردهاند خدا و رسول را وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند كارهاى شايسته جَنَّاتٍ تَجْرِي در بوستانها كه ميرود مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير اشجار يا غرف آن جويهاى آب چه نزهت باغ و بستان بآب روانست إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ بدرستى كه خدا ميكند ما يُرِيدُ آنچه ميخواهد بر وجه مصلحت و حكمت از مكافات موحد و مشرك و هيچ كس نيست كه دافع و مانع اثابت و عقوبت او شود از ابن زيد مرويست كه گروهى از غطفان در قبول اسلام توقف نموده گفتند اميدواريم كه مهم محمد (ص) از پيش نرود و مغلوب گردد پس اگر امروز اسلام آوريم دوستى كه ميان ما و يهود است منقطع گردد و مع ذلك فردا مدد اهل اسلام بما نرسد حقتعالى بجهة رد قول ايشان فرمود كه مَنْ كانَ يَظُنُ در كلام چيزى مطويست و تقدير اينست كه (ان اللَّه ناصر رسوله فى الدنيا و الاخرة فمن كان يظن) يعنى بدرستى كه خدا يارى دهنده پيغمبر خود است در دنيا و آخرت پس هر كه باشد كه گمان برد از دشمنان رسول و بدخواهان وى أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ آنكه نصرت ندهد خداى پيغمبر خود را فِي الدُّنْيا در دنيا باعلاى كلمه و اظهار حجت و غلبيت او بر اعادى وَ الْآخِرَةِ در آخرت بعلو درجه و شفاعت و قرب و كرامت و بعضى بر آنند كه جمعى از اهل اسلام بجهت شدت غيظ و حقد ايشان بر مشركان استبطاى آن چيزى ميكردند كه حقتعالى رسول خود را بآن وعده داده بود