تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٢ - سوره النور(٢٤) آيات ٦٠ تا ٦٤
چه رسيد گفت تا تو رفته من از طعام تو نخورده ام بجهت تحرج و گويند مراد خانه بندگانست و اصح قولين آنست كه غير از خانه عبيد رضاى صاحب بيت در اكل طعام شرط است صريحا يا بقرينه پس رضاى آنها شرط اباحه اكل باشد در اين قسم نيز كه أَوْ صَدِيقِكُمْ يا خانهاى دوستان خود صديق اسم جنس است و اطلاق آن بر واحد و جمع شايع است و لهذا اصدقائكم نفرموده بر طبق سابق و شبهه نيست در اينكه صديق حقيقى منبسط و خوشحال ميشود از آنكه صاحب او از خانه وى طعام خورد چنان كه آوردهاند كه ربيع بن خثيم را صديقى بود بخانه وى رفت و طعام او را بخورد و چون ربيع بمنزل خود آمد جاريه وى را باين اخبار كرد گفت ان كنت صادقة فانت حرة اگر راست گفتى ترا آزاد كردم و همچنين فتح موصلى بدر خانه دوستى آمد او حاضر نبود كيسه او را از جاريه طلبيد و دو درم بر داشت و باقى را بكنيز باز داد چون صاحب خانه آمد و صورت واقعه از جاريه بشنيد بشكرانه آن انبساط كنيز را آزاد كرد و بنواخت در عوارف المعارف آورده كه چون كسى يار خود را گويد كه اعطنى من مالك و او در جواب گويد كمتريد دوستى را نشايد يعنى بايد كه هر چه دارد در ميان آرد و استفسار چند و چون را بگذارد چه دوست جانى بهتر است از مال فانى و للَّه در من قال
|
ياران بجان مضايقه با هم نميكنند |
آخر كسى بمال جدايى چرا كند |
|