تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٠ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ١٠٠ تا ١١٢
آنچه ايشان ما را از آن خبر ميدادند قبول نكرديم و تكذيب ايشان نموديم يعنى نه براهين عقليه را تتبع نموديم و نه در دلايل نقليه نظر كرديم و بعد از بيان وقوع قيامت بجهت مزية تهديد و توعيد از غيبت التفات كرده خطاب با كفار ميكند و ميفرمايد كه إِنَّكُمْ بدرستى كه شما اى مشركان وَ ما تَعْبُدُونَ و آنچه ميپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى از بتان و ابليس و اعوان او كه بجهة فرط اطاعت شما ايشان را در حكم عبده ايشانيد حَصَبُ جَهَنَّمَ هيزم آتش دوزخاند حصب بسكون صاد مصدر ست بمعنى رمى بحصبا و بفتح يعنى ما يرمى بالحصباء يقال حصبه يحصبه اذا رماه بالحصبا پس حصب جهنم بمعنى ما يرمى به اليها است يعنى كفار و معبودان ايشان آن چيزىاند كه انداخته شوند بدوزخ هم چنان كه سنگريزه را بجايى اندازند و از خليل نحوى منقولست كه حصب و خصب بصاد مهمله و ضاد معجمه آن چيزيست كه مهيا شده باشد براى افروختن آتش بآن و اگر مهيا نباشد آن را حصب نميگويند پس معنى آنست كه ايشان مهيا هستند به سزاى افروختن آتش و لهذا ابن عباس تفسير حصب به وقود كرده كه بمعنى آن چيزيست كه بان آتش برافروزند و اكثر مفسرين بر اينند و قول اول منقولست از ضحاك و ابى مسلم أَنْتُمْ شما با معبودان لَها وارِدُونَ بدوزخ گذرندگانيد يعنى درآيندگان در او و اين استيناف است و يا بدل حصب و لام معوض است از على بجهت دلالت آن بر اختصاص و اشعار بر آنكه ورود از جهة ايشان است و دخول لازم ايشان و باتفاق مفسرين ورود اينجا بمعنى دخولست و نزد بعضى لام بمعنى الى است كقوله بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها كه بمعنى اليها است پس معنى آنست كه انتم اليها داخلون و در تبيان گفته كه حكمت در ايراد بتان بدوزخ زيادتى تعذيب بت پرستانست چه بدانها آتش افروخته تر گردد و احتراق ايشان بيفزايد و ديگر بجهت تصغير ايشانست چه هر گاه معبودان خود را بينند كه با ايشان در آتش دوزخ سوزند موجب صغارت و مذلة ايشان شود و ديگر آنكه تصور ايشان آنست كه بتان شفعاى ايشان خواهند بود و بشفاعت ايشان منتفع خواهند شد و چون امر بعكس بينند هيچ چيز در نظر ايشان دشمنتر از ايشان نباشد و نظر بوجه اعدا نوعيست از عذاب پس بر سبيل احتجاج بر كافران و تنبيه ايشان بر خطا و عصيان ميفرمايد كه لَوْ كانَ هؤُلاءِ اگر بودندى آن بتان و شياطين آلِهَةً خدايان چنان كه گمان ميبرند ما وَرَدُوها در نيامدندى بدوزخ چه خداى معذبست نه معذب وَ كُلٌ و همه بتان و ديوان و بت پرستان فِيها خالِدُونَ در دوزخ جاويد ماندگانند كه به هيچ وجه ايشان را خلاصى نيست و ابد الابدين در آن معذب باشند و بانواع عقوبت معاقب
لَهُمْ فِيها مر ايشانراست در دوزخ زَفِيرٌ ناله زار و زفير ناله غمگينى باشد كه از غم او عظيمتر غمى نباشد و چون غم عظيم باشد ناله آن نيز عظيم خواهد