تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٦ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٠ تا ١٩
دست يابند فَاذْهَبا پس برويد شما هر دو يعنى تو و برادرت هارون بِآياتِنا بنشانهاى ما يعنى معجزات كه دليل قدرت ما و حجت نبوت تو باشد إِنَّا مَعَكُمْ بدرستى كه ما با شمائيم مراد موسى و هارون و فرعونست مُسْتَمِعُونَ شنوندهايم آن چيزى را كه ميان شما و فرعون رود يعنى هر چه شما كنيد و گوئيد بر ما پوشيده نيست پس شما هر دو را بر ايشان غالب سازيم حاصل كه حقتعالى در اين كلام ردع موسى فرموده از خوف و ضم برادر او با او در ارسال و وعده غالبيت او بر فرعونيان و خطاب در فاذهبا بر تغليب حاضر است زيرا كه اين معطوفست بر فعلى كه كلا دال است بر آن كانه قيل ارتدغ يا موسى عما تظن فاذهبا انت و الذى طلبته و قوله مستمعون خبر دوم است و يا يك خبر است و معكم ظرف لغو و گويند حقتعالى در قول مستمعون تمثيل نفس خود فرموده بكسى كه در مجادله قوم حاضر شود براى استماع آنچه در ميان ايشان واقع شود و براى ترقب امداد اولياى خود از ايشان و اين تمثيل جهت مبالغه است در وعد به اعانت و لهذا لفظ استماع را كه بمعنى اصغا است و اطلاق او بر او سبحانه بر حقيقت خود نيست ايثار فرموده بر سمع كه بمعنى مطلق ادراك حروف و اصوات است و نيز بجهت دلالت بر معيت و استماع در موضع فاذهبا ميفرمايد كه فَأْتِيا فِرْعَوْنَ پس بيائيد بفرعون فَقُولا پس بگوئيد إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ بدرستى كه ما فرستاده پروردگار عالميانيم افراد رسول بجهت آنست كه مصدر است كه موصوف به شده كقوله لقد كذب الواشون ما فهت عندهم بسر و لا ارسلتهم برسول اى برسالة و اين مشتركست ميان مرسل و رسالة و لهذا در موضعى بتثنيه و در جاى ديگر بمفرد واقع شده و يا بجهت اتحاد موسى و هارون است باخوة و يا بجهت وحدت مرسل و مرسل به و يا مراد آنست كه هر يك از ما رسول آفريدگار عالميم و چون رسول متضمن معنى رسالت است كه بمعنى قولست از اينجهت بعد از اين ذكر آن تفسيريه نموده و گفته أَنْ أَرْسِلْ يعنى سخن اينست كه با فرعون بگويى كه بفرست مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ با ما بنى اسرائيل را يعنى دست از ايشان بدار تا با ما بزمين شام آيند و در فلسطين توطن كنند كه مسكن اباى ايشان بوده و گويند چهارصد سال بود كه فرعون بنى اسرائيل را كه سيصد هزار بودند ببندگى گرفته بود پس موسى بفرمان ملك علام با برادر بدرگاه فرعون آمد و مدت يك سال آنجا مقام كردند و بجهت عدم اعتبار هيچ كس سخن هارون و موسى را بفرعون نرسانيد آخر يك روز دربان بسراى فرعون رفت و گفت دو مرد يك سال است كه بر در سراى وطن كردهاند و ميگويند ما رسولان خداى عالميانيم فرعون گفت درآريد ايشان را تا زمانى با ايشان مزاح و ظرافتى كنيم و گويند فرعون را مسخره بود روزى مسخرگى مى