تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٤ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٧٠ تا ٧٧
پس آن گروه يُبَدِّلُ اللَّهُ بدل كند خداى سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ گناهان ايشان را بنيكويى يعنى سوابق معاصى را بتوبه محو كند و لواحق طاعات بجاى آن ثبت نمايد يا بدل كند ملكه معصيت را در نفس بملكه طاعة يا توفيق دهد او را باضداد عمل ما سلف يا ثبت كند براى او بدل هر عقابى ثوابى و از ابن عباس و مجاهد و سدى روايتست كه حقتعالى مقابح اعمال ايشان را در شرك تبديل كند بمحاسن اعمال در اسلام يعنى شرك را باسلام و قتل مؤمنين را بقتل مشركين و زنا را بعفت و احصان بدل فرمايد و نزد بعضى آنست كه سيئاتى كه در اسلام كرده باشد بحسنات بدل كند چون توبه كند و سعيد بن مسيب و مكحول و عمرو بن ميمون گفتهاند كه محو سيئه كند از بنده و بدل آن ثبت حسنه فرمايد و احتجاج ايشان بحديثى است كه مسلم در صحيح خود آورده مرفوع بابى ذر كه حضرت رسالت (ص) فرمود كه در روز قيامت بنده را در عرصه گاه حاضر گردانند و صحيفه او بدست او دهند و در آن صحيفه گناهان صغيره باشد وى خواند و از گناهان كثير خايف باشد و ترسان باشد چون همه را بخواند كبايرى نبيند گويد من گناهان كبيره كرده بودم چون است كه آن را در صحيفه نبينم وى را گويند كه آن را بحسنات بدل كردند رسول (ص) اينحديث ميكرد و از خرمى ميخنديد چنانچه دندانهاى مبارك او را ميديدند ابو هريره روايت كند كه روزى رسول (ص) فرمود كه فرداى قيامت جماعتى گناهكاران تمنا كنند و گويند كاشكى سيئات را بيشتر كردمى ما گفتيم يا رسول اللَّه ايشان چه كسانند فرمود آنان كه سيئات ايشان بحسنات بدل كنند و ابن جبير گفته مردى نزد رسول آمد و گفت يا رسول اللَّه چه مىفرمايى در حق مردى كه هيچ گناهى نمانده باشد كه نكرده باشد و باين راه كه حاجيان ميروند و مىآيند راهزنى ميكند آيا او را توبه باشد فرمود كه اينمرد مسلمان باشد گفت بلى گوينده شهادتين باشد و مؤمن فرمود كه بلى او را توبه باشد و بعد از توبه گناهان او را بخيرات و حسنات بدل كند مرد شادمان شد و مكرر ميگفت كه اللَّه اكبر اللَّه اكبر تا آنكه آفتاب فرو شد و در خبر آمده كه روزى سائلى آمد نزد رسول (ص) و از او چيزى خواست رسول (ص) گفت كه بنشين تا خداى چيزى بدهد در حال مردى آمد و كيسه نزد رسول نهاد و گفت يا رسول اللَّه اينچهارصد درهم است و بمستحق رسان رسول (ص) سايل را گفت كه آن را بردار كه چهار صد دينار است گفت يا رسول اللَّه آن مرد گفت كه اين درم است نه دينار رسول (ص) خشم گرفت و گفت
لا تكذبنى فان اللَّه صدقنى
مرا تكذيب مكن كه خدا مرا راستگو گردانيده پس سر كيسه بگشاد و بريخت چهار صد دينار بود مرد متعجب شده گفت يا رسول اللَّه (ص) بخدايى كه تو را براستى بخلق فرستاده كه من صد درهم در اينكيسه كرده بودم فرمود راست گفتى ليكن چون بر زبان من چهار صد دينار جارى شد حق تعالى تبديل درهم بدينار فرمود در اينحديث اشارتى عجيب و بشارتى غريبست چه هر گاه خداى تعالى بجهت گفتار رسول درم در كسى كه بدينار تبديل كرده باشد عجيب نباشد كه براى موافقت گفتار خود كه فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ سيئات عباد