تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٨ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
جامع دهنيت و صبغيت است كه هم بدان روغن چراغ توان افروخت و هم از ان نان و خورش توان ساخت چنان كه در انوار گويد كه صبغ معطوفست بر دهن و جارى بر اعراب آن مانند عطف احد وصفين شىء بر ديگرى اى (تنبت بالشيء الجامع بين كونه دهنا يدهن به و يسرج منه و كونه ادا ما يصبغ فيه الخبراء يغمس فيه للايتدام) و در مجمع و كشاف اورده كه بالدهن در محل حالست و تقدير اينكه تنبت و فيها الدهن و الصبغ و مىتواند بود كه باء تعديه باشد چون ذهبت بزيد يعنى ميروياند آن درخت دهن را و صبغ را يعنى چيزى را كه جامع اين دو چيز است و حقتعالى اختصاص نموده اين سه نوع فاكهه كه نخيل و زيتون و اعنابست بجهة آنكه اكرم و افضل شجراند و اجمع در منافع و وصف نخل و عنب فرمود به اينكه جامع امريناند كه ان فاكهه است كه بآن متفكه ميشوند و طعام است كه آن را اكل ميكنند رطبا و يابسا يعنى رطب است و عنب و تمر و زبيب و وصف زيتون كرده بآنكه دهن آن صالح استصباح و اصطباغ است و مرويست از پيغمبر (ص) كه
الزيت من شجرة مباركة فاقدموا به و ادهنوا
روغن زيت از درختى با بركت است بآن نان خورش سازيد و بخود ماليد و حق سبحانه وصف بركت آن فرموده در كريمه يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ بعد از آن بيان نعمة ديگر ميفرمايد كه وَ إِنَّ لَكُمْ و بدرستى كه مر شما راست فِي الْأَنْعامِ در چهارپايان يعنى ابل و بقر و غنم لَعِبْرَةً چيزى كه بدان عبرت گيريد و بدان بر قدرت حضرت پروردگار استدلال كنيد و از جمله آن اين است كه نُسْقِيكُمْ ميآشامانيم شما را مِمَّا فِي بُطُونِها از آنچه در شكم ايشانست يعنى شير خالص را كه در ضروع انها است سقاى شما گردانيديم و بكر نسقيكم ميخواند بفتح نون مشتق از سقى و فرق ميان سقى و اسقا در سورة النحل مذكور شده و من براى تبعيض است يا ابتدا وَ لَكُمْ فِيها و مر شما را است در ايشان مَنافِعُ كَثِيرَةٌ منفعتهاى بسيار كه آن ركوب شما است بر بعضى از آنها و تحميل اثقال و احمال بر بعضى و اخذ نتايج از انسان و منتفع شدن باصواف و اشعار و او بار ايشان و غير آن وَ مِنْها تَأْكُلُونَ و از ايشان يعنى از لحوم و رسوم ايشان ميخوريد و بايشان تحصيل معايش و ارزاق خود ميكنيد وَ عَلَيْها و بر انها يعنى بر بعضى از آنها كه ابل و بقرند و اكثر بر آنند كه مراد ابلاند بجهة مناسبت انها بفلك و لهذا انها را گشتى بيابان گفتهاند كما قال (ذو الرمة سفينة بر تحت خداى زمامها) يعنى شتران كشتيانند در خشكى وَ عَلَى الْفُلْكِ و بر كشتىها در ترى تُحْمَلُونَ برداشته مىشويد يعنى شتر و كشتى شما را برميدارند و از موضعى بموضعى ميبرند و هذا كقوله تعالى وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ و صاحب كشاف