تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٠ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
تا بجهت آن متهم باشم در آنچه ميگويم و ميفرمايم بلكه طمع من از شما هدايت شما است إِنْ أَجْرِيَ نيست جزاى من إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ مگر بر خداى عالميان و بعد از اظهار عدم طمع اجر كه موجب تهمتست زبان بموعظه و نصيحت گشوده فرمود كه أَ تُتْرَكُونَ آيا طمع داريد كه واگذاشته خواهيد شد شما استفهام براى انكار است يعنى شما را نخواهند گذاشت فِي ما هاهُنا در آنچه هستيد اينجا يعنى در نعم دنيا از منازل و مساكن نزه و پر نعمت آمِنِينَ در حالتى كه ايمن باشيد از آفات و سالم از فوات و ميتواند بود كه همزه براى تقرير باشد بجهت تذكير نعمت در تخليه و سبحانه ايشان را بآنچه متنعم اند در آن يعنى حق سبحانه شما را واگذاشته است در نعم دنيويه و امتعه عاجله پس تفسير اين نعم مجمله ميفرمايد بقوله فِي جَنَّاتٍ در بوستانهاى پر از اشجار و اثمار وَ عُيُونٍ و چشمههاى آب و گويند مراد از عيون آبار است يعنى چاههاى پر از آب سرد و خنك چه قوم ثمود را چشمه و نهر نبوده وَ زُرُوعٍ و كشتها وَ نَخْلٍ و خرماستانهايى كه طَلْعُها هَضِيمٌ شكوفههاى آن درختان لطيف و نازك و نرم بود بجهت لطافت ثمر آن ابن عباس فرموده كه طلع خرمائيست كه آن را كفرى خوانند و آن از لطف رطب است مشتق از طلوع بجهت آنكه طالع ميشود از نخل و هضيم بمعنى نضيج و عكرمه بر طب لين تفسير كرده و ضحاك گفته كه آن رطب ضامر است بجهت دخول بعضى از آن در بعضى متراكم بر بالاى يكديگر بر وجهى كه چون برهم افتد بعضى بعضى را بشكند و نزد مجاهد خرمائيست كه از غايت لطافت چون مس آن كند متفتت خورد و مرد گردد و نزد حسن خرماى بىاستخوانست ابو العاليه گفته كه خرمائيست كه چون در دهن نهند از همباز شود و مجاهد بر آنست كه خرما تا تراست هضيم گويند و چون خشك شد هشيم و گويند مراد نخل اناثست كه طلع آن الطف از ذكور است و افراد نخل بذكر با آنكه جنات شامل آن است بجهت فضل آنست بر ساير اشجار جنات و يا آنكه مراد صالح از جنات غير نخل بوده باشد از اشجار ديگر حاصل كه هود ع تذكير نعمت نموده بر ايشان و فرموده كه شما مرفهايد و متنعم در جنات مثمره و زروع كثيره و عيون نابعه و در اجود نخل و انفع آن وَ تَنْحِتُونَ و ميتراشيد براى مساكن خود مِنَ الْجِبالِ از كوهها بُيُوتاً خانها فارِهِينَ در حالتى كه حاذق و ماهريد در تراشيدن سنگها و يا نازان و بشاش و خوشحال در آن و اين از فراهت مشتق است بمعنى كيس كه حذاقة است و بمعنى نشاط چه حاذق در عمل با نشاط و طيب قلبست
و چون حقتعالى اين نعم مذكوره و قوت اين صناعت بشما ارزانى فرموده