تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٨ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و قوله تعالى رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ و از اين رواية واضح و مبين شد تعظيم و تفخيم على بن ابى طالب (ع) و اجلال و اكرام او من عند اللَّه و من عند رسول اللَّه (ص) پس بايد كه خداوندان عقول زاكيه ديده انصاف بگشايند و زنگ تقليد از آينه ضمير خود بزدايند تا چهره حق و تحقيق بىپرده و حجاب و اشتباه بر ايشان تابان شود و نو عروس مطلوب با صورت آراسته خود را بر ايشان نمايد و بيقين بدانند كه كسى كه طوطى شكرستان وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى او را در سلك انبيا در آورده و در صفات حميده و خصال پسنديده او را مساوى پيغمبران مرسل گردانيده و حقتعالى او را از روى تعظيم و تكريم نفس حبيب خود خوانده چگونه كسى قياس او بساير اصحاب كند و او را در سلك ايشان درآورد حاصل كه بنا بر اين روايت اذن حقتعالى برفع بيوت انبيا و اوصيا است و ذكر اسم او سبحانه در اين بيوت شامل هر چيزيست كه متضمن ذكر او سبحانه باشد حتى مذاكره در علوم دينيه و مباحثه در احكام شرعيه يُسَبِّحُ لَهُ تسبيح گفته شود يعنى تنزيه كرده شود مر او را از هر چه شايسته ذات احديت او نباشد و وصف كرده شود بصفات مستحقه و افعال محكمه متقنه و از ابن عباس مرويست كه كل تسبيح فى القرآن صلوة پس بنا بر اين معنى آن است كه نماز گذارده شود مر او را فِيهَا در آن بيوت بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ ببامداد و شبانگاه يعنى باوقات صبح و شام مفعول بجاى فاعل يسبح احد ظروف ثلاثه مذكوره است و غدو مصدر است و اطلاق آن بر اوقات صبح در كلام شايعست و لهذا اقتران آن به آصال كه جمع اصيل است مستحسن است پس مراد غدوت او عشايا است و قوله رِجالٌ مرفوعست به فعل محذوف و قرينه حذف آن فعل مذكور است اى يسبح رجال يعنى تسبيح گويند يا نماز گذارند در آن بيوت مردان و حفص يسبح بكسر ياء ميخواند كه صيغه معلوم است و رجال را فاعل آن ميداند يعنى تسبيح مىكنند مر خداى را در آن خانها مردانى كه از غاية استغراق در عبادت و اجتهاد در طاعت و انقياد او امر او سبحانه لا تُلْهِيهِمْ مشغول نمىسازد و باز نمىدارد ايشان را تِجارَةٌ بازرگانى يعنى خريدن متاعى كه از آن توقع سود باشد وَ لا بَيْعٌ و نهفروختن آن يعنى داد و ستد و خريد و فروخت ايشان را مانع نمى شود عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ از ياد كردن خدا وَ إِقامِ الصَّلاةِ و بپا داشت نماز واجبه و مندوبه وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ و از اداء زكاة مفروضه و مستحبه عدم ذكر تاء معوضه در اقامة بجهت اقامت مضاف اليه است در مقام آن كقوله (و اخلفوك عد الامر الذى و عدوا) كه عدة بوده در انوار گفته كه ذكر بيع بعد از تجارت كه از قبيل تعميم است بعد از تخصيص جهت مبالغه است اگر مراد ببيع مطلق معاوضه باشد و اگر