تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٢ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٩٠ تا ٩٩
نجات رسانيد و لهذا در عقب اين ايراد فاء تعقيبيه نموده ميفرمايد كه فَاسْتَجَبْنا لَهُ پس اجابت كرديم دعاى يونس را وَ نَجَّيْناهُ و برهانديم او را مِنَ الْغَمِ از غم دريا و التقام حوت يعنى ماهى را امر كرديم تا او را از شكم خود بر ساحل دريا افكند بر وجهى كه ضررى باو نرسيد و تفصيل اين قصه در سوره و الصافات رقم زده كلك بيان خواهد گشت وَ كَذلِكَ هم چنان كه يونس را از غم نجات داديم نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ نجات ميدهيم و ميرهانيم گروندگان را از غم گاهى كه باخلاص و خشوع و تذلل در درگاه ما دعا كند و عاصم نجى ميخواند بادغام نون ثانيه در جيم بغير قياس چه ادغام نون در جيم از قاعده ادغام خارجست حضرت رسالت (ص) فرمودهاند كه
ما من مركوب يدعوا بهذا الدعاء الا استجيب له
هيچ مغمومى اين دعا نكند كه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ مگر كه حقتعالى اجابت او نموده غم او را بفرح بدل كند و از امام جعفر صادق (ع) روايتست كه فرمود كه عجب دارم از آن كس كه از چهار چيز ترسد چگونه ملتجى نشود بچهار چيز اول آنكه او را غمى باشد باين كلمات پناه نبرد كه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ و حال آنكه ميشنود كه حق تعالى در عقب اين ميفرمايد كه فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ دوم آنكه از كسى ترسد و نگويد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ با آنكه مىبيند كه حق تعالى در عقب آن ميفرمايد كه فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ سيم آنكه از كيد و مكر كسى خايف باشد و نگويد أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ و ميداند كه حق سبحانه در عقب اين ميفرمايد كه فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا چهارم آنكه از چشم بد ترسد چگونه نگويد (ما شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه) و حال آن كه استماع اين آيه ميكند در عقب آن كه إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ وَ زَكَرِيَّا عطفست بر ذو النون يعنى ياد كن قصه ذكريا بن ازر را إِذْ نادى رَبَّهُ چون بخواند پروردگار خود را باين وجه كه رَبِ اى پروردگار من لا تَذَرْنِي فَرْداً مگذار مرا تنها يعنى فرزندى بمن كرامت فرما كه معين من باشد در امر دين و دنيا و بعد از ممات از من ميراث گيرد وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ و تو بهترين جميع وارثانى پس اگر مرا وارث ندهى باك ندارم اين دالست بر استسلام ذكريا و رد امر خود باو سبحانه و متضمن فناى وى بر حقتعالى بآنكه او باقيست بعد از فناى جميع خلقان كه وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و بهترين آن كسى است كه زنده بماند بعد از هر ميتى و چون ذكريا اين دعا كرد
فَاسْتَجَبْنا لَهُ پس اجابت كرديم مر دعاى وى را وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى و بخشيديم مر او را يحيى