تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩١ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ١ تا ٩
نظر كردن در آن عبادتست و مجاهد گفته كه خاشع آنست كه چشم بر هم نهد از ترس خدا و گويند خشوع آنست كه مصلى نداند كه بر راست و چپ او كيست و اقوى آنست كه خشوع حضور قلبست نزد معبود و توجيه همم و عزايم و ارادات باو در جميع احوال نماز و صرف نظر در مواضعى كه در شرع مقرر شده چون صرف آن در حال قيام بموضع سجود و حال ركوع بما بين رجلين و حال سجود بطرف انف و حال تشهد بحجر خود و حال قنوت بباطن كفين و واسطى گفته كه خشوع اداى نماز است للَّه فى اللَّه بدون ملاحظه اعراض و اعواض و در بحر الحقايق مذكور است كه خشوع در ظاهر آنست كه سر بپيش افكنده و ديده از التفات چپ و راست منع كند و قرائت او از روى حضور قلب بود و در باطن آنكه خواطر و هواجس را منع كند و بالكليه توجه بمولى نمايد و در بحر شهود مستغرق گشته از شعله نار ظهور انوار جلال و جمال بگدازد و محققى گفته كه در نماز اول از خود بىخبر بايد شد پس طالب وصول بقرب ربانى بايد شد چنان كه در اخبار صحيحه آمده كه در روز احد پيكان مخالفين در بدن مبارك امير المؤمنين ع نشست و از غاية وجع نتوانستند كه آن را بيرون آورند صورت حال را بحضرت رسالت ص عرض كردند فرمود كه در وقتى كه وى در نماز باشد پيكان را از بدن او بيرون كشيد چه توجه او در اين حال بحضرت عزت بر وجهيست كه خود را فراموش ميكند و از ما سوى بيخبر مىشود پس چون بنماز مشغول شد جراح را آوردند و پيكان را از بدن اطهر او بيرون آوردند و خون بسيار بر سجاده آن حضرت ريخته شد و چون از نماز فارغ شد و آن خون را مشاهده نمود پرسيد كه اين خون چيست گفتند كه در حينى كه پيكان از بدن شما بيرون آورديم اين خون از آن جراحت بيرون آمد فرمود كه بخدايى كه جان على در قبضه قدرت او است كه در نيافتم و واقف نشدم كه شما در چه وقت بدن مرا شكافتيد و پيكان را بيرون آورديد ابو هريره روايت كرده از پيغمبر ص كه چون بنده در نماز ايستد خداى تعالى بنظر رحمت در وى نگرد و چون بجاى ديگر نظر كند حق سبحانه گويد كه اى بنده مؤمن من بتو مينگرم تو بكه مينگرى روى بمن آور كه از من بهترى نيست عطا گويد كه خضوع در نماز آن باشد كه در نماز بجوارح خود بازى نكند و تمطى و تثاوب و فرقعه و تشبيك و تقليب حصا و شبه آن از او صادر نشود و در خبر آمده كه رسول ص مردى را ديد كه نماز ميگذارد و دست بمحاسن خود فرود ميآورد فرمود كه اگر دل اين مرد خاشع بودى اعضاى وى نيز با خضوع بودى ابو ذر غفارى از پيغمبر ص روايت كرده كه چون يكى از شما روى بنماز آورد رحمت خدا روى بوى آورد پس بايد كه بنده بسنگريزه مسجد و غيره بازى نكند و بالكليه متوجه او سبحانه شود مرويست كه حسن بصرى مردى را ديد كه بسنگريزه مسجد بازى مىكرد و در تعقيب نماز ميگفت (اللهم زوجنى من الحور العين) حسن گفت بئس الخاطب انت تخطب و انت تلعب بد خطبه كننده از خداى طلب حور ميكنى و