تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١١ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
وجهى نافع كه امور كاينات بآن منظمست إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ اگر هستيد كه فهم كنيد و دريابيد يعنى اگر عقل داريد ميدانيد كه جواب شما جز اين نيست و جواب جز بر اينوجه نميتوان داد زيرا كه هيچ كس را از حقيقت او سبحانه آگاهى ممكن نيست و هر چه در عقل و فهم و وهم و حواس و قياس گنجد ذات بىچون خداوند سبحانه از آن منزه و مقدس است چه ما سواى او محدثانند و محدث جز ادراك محدث نتوان كرد پس با وضوح اين آيات بينه و دلالات ساطعه بر وجود خالق جميع عالم ديگرى را خدا خواندن و دانستن از عقل خارج باشد و از خرد دور موسى (ع) چون اثبات اين حجج و براهين واضحه فرمود فرعون از جواب فرو ماند و در غضب شده از سر تجبر و تكبر و شدت شكيمه بتهديد و وعيد درآمده قالَ گفت بموسى لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً اگر فراگيرى معبودى غَيْرِي بجز از من لَأَجْعَلَنَّكَ هر آينه گردانم ترا مِنَ الْمَسْجُونِينَ از زندانيان الف لام براى عهد است يعنى ترا از جمله كسانى گردانم كه حال ايشان را ميدانى در سجون من چنان كه در خبر آمده كه سجن فرعون از قتل بدتر بود زيرا كه ميفرمود كه زندانيان را در حفره عميق مىانداختند كه در آنجا هيچ نميديدند و نميشنيدند و بيرون نمىآوردند الا مرده پس بجهت مبالغه در تهديد ايثار لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ نموده بر لأسجننك بآنكه اقصر است و عادت معاند محجوج آنست كه چون از مهاجه فروماند بتهديد و وعيد عدول نمايد و بدانكه ميتواند بود كه فرعون دهرى بوده باشد و اعتقاد نموده كه هر كه بقوت طالع خود پادشاه قطرى شود يا متولى امارت وى استحقاق پرستش داشته باشد از اهل خود و بجهة اين اذعان بالوهيت خود نموده باشد و انكار صانع كرده و متعجب شده بقول الا تسمعون از نسب ربوبيت بغير او و در كشاف آورده كه آنچه لايق بحال فرعونست و كلام او دلالت ميكند بر آن آنست كه سؤال وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ بر وجه انكار بوده باشد از اينكه عالميان را آفريدگارى غير از او بوده باشد بجهة آنكه دعوى الهيت نمود و چون موسى (ع) اول بجواب مذكور ناطق شد تعجيب قوم خود كرد از آنكه موسى نسبت ربوبيت بغير او داده و چون تقرير ثانى فرمود تحسين او نمود بر سبيل طنز و سخريه او را برسول تسميه كرد و چون تقرير حجت ثالث كرد احتداد و اختدام نموده گفت لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ و ذكر سماوات و ارض و ما بينهما در تقرير اول اگر چه مستوجب جميع خلايق بود اما ثانيا تخصيص بعد از تعميم فرمود فرعون بجهت بيان انفس و اباى ايشان زيرا كه آن اقرب منظور فيه است نسبت بنفس عاقل و آن كسى كه از او متولد شده و آنچه مشاهد و معاين او است از دلايل بر وجود صانع كه ناقل است از حالى بحالى و هيئتى بهيئتى از وقت ميلاد او تا بزمان وفات او و بعد از آن ثالثا تخصيص مشرق و مغرب فرمود زيرا كه طلوع شمس از احد خافقين و غروب آن در