تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٢
ايشان و در اين دليلست بر فضل علم و شرف اهل آن چه داود و سليمان بوظايف شكر آن قيام نمودهاند و آن را اساس فضل خود گردانيده و غير آن را از نظر اعتبار انداختهاند كه آن پادشاهى عظيم بود كه غير ايشان را نداده بود و نيز دالست بر تحريص عالم بر آنكه حمد خدا نمايد بر آنچه او را داده از علم و فضل و شيمه تواضع مرعى داشته اعتقاد نمايد كه بآنكه او مفضلست بر بسيارى از مردمان مفضل عليه است بر بسيارى ديگر از ايشان و كريمه وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ و حديث
العلماء ورثة الانبياء
دو شاهد عدلند بر مزيت فضل علم و انافه محل و شرف آن وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ و ميراث گرفت سليمان داوُدَ از داود (ع) ملك و مال و پادشاهى را و اينقول حسن و جميع اهل البيت است و بسيارى از مفسران پس آيه دالست بر آن كه انبيا مورث مال بودهاند مانند تورية غير ايشان و منافى و مناقض حديث موضوع
نحن معاشر الانبياء لا نورث
كه مخالفين نقل كردهاند از ابو بكر و لذا حضرت فاطمه (ع) اين آيه را در جواب آن فرمود و اينكه جبائى گفته كه معنى آنست كه سليمان از داود علم و نبوت و پادشاهى را ميراث گرفت و مراد بميراث اينجا آنست كه سليمان قايم مقام پدر شد در اين امور مذكوره پس اطلاق اسم علم و نبوت بر آن مانند اطلاق آنست بر جنت قوليست ضعيف و سخيف و بر خلاف حقيقت چه ميراث در لغة موضوع است براى مال و مخصوص بآن پس استعمال آن در علم و نبوت بر سبيل مجاز است كه بر خلاف اصل است و بصحت پيوسته كه داود (ع) را نوزده پسر بود و هر يك لياقت نبوت و وراثت داشتند حقتعالى نامه مهر كرده از آسمان فرستاد و در او چند مسئله ياد كرد و فرمود هر كه از اولاد تو اين مسائل را جواب دهد بعد از تو وارث ملك باشد داود (ع) فرزندان را جمع كرد و احبار و اشراف را حاضر گردانيد و مسئلهها را بر فرزندان عرض فرمود كه بگوئيد كه نزديكترين چيزها كدامست و دورترين اشيا چيست و كدامست آنكه بدو انس بيشتر است و چيست آنكه وحشت از او فزونتر است و كدامند كه دو قائمند و دو مختلف و دو دشمن و كدام كار است كه آخر آن ستوده است و كدام امر است كه عاقبت آن نكوهيده است اولاد داود از جواب عاجز آمدند سليمان (ع) فرمود اگر اجازت باشد من جواب بگويم داود وى را دستورى داد سليمان گفت اقرب اشيا بآدمى آخرت است و ابعد اشيا آنچه ميگذرد از دنيا و آنس اشيا جسد انسانست با روح و اوحش اشيا بدن خالى از روح اما قايمان ارض و سمااند و مختلفان ليل و نهاراند و متباغضان موت و حيات و كارى كه آخرش محمود است حلم در وقت خشم و كارى كه عاقبتش مذموم است حدت در وقت غضب و چون جواب مسايل موافق كتاب منزل بود اكابر بنى اسرائيل همه بفضل و كمال سليمان معترف شدند و داود (ع) ملك باو تسليم كرد و ديگر روز وفات نموده سليمان بر تخت نشست وَ قالَ و گفت بر سبيل شكر نعمت و