تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨ - سوره طه(٢٠) آيات ٩٠ تا ٩٩
الَّذِي بسوى معبودى كه تو ظَلْتَ عَلَيْهِ بودى همه روز بر پرستش او عاكِفاً مقيم و مجاور آن لَنُحَرِّقَنَّهُ هر آينه بسوزانيم آن را بآتش و اينمعنى بنا بر قول كسى است كه ميگويد كه آن گاو را گوشت و پوست بود و مؤيد اينمعنى است قراءة لنحرقنه و لنذبحنه و ابو على فارسى گفته كه ميتواند كه تحريق مبالغه حرق باشد كه بمعنى برد بالمبرد است يعنى بسوهان آن را براده كنيم و ريزه ريزه گردانيم و اين بر قول آن كس است كه او جسدى بود زرين بيحيات و مقوى اينست قراءة لنحرقنه كه از قرائت امير المؤمنين (ع) است ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ پس پراكنده سازيم خاكستر يا براده آن را فِي الْيَمِ در دريا نَسْفاً پراكنده ساختنى بجهت زيادتى عقوبت و هدم مكر سامرى و اظهار غباوة مفتنان يعنى تا بدانند كه آنچه توان سوخت يا مبرد توان ساخت و آن را پراكنده گردانيد بر وجهى كه هيچ از آثار آن باقى نماند صفة الوهيت بر او اطلاق كردن عين جهالت و محض ضلالت است پس بمفتنان خطاب نموده گفت إِنَّما إِلهُكُمُ جز اين نيست كه معبود شما كه مستحق عبادتست اللَّهُ الَّذِي آن خداييست كه لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست معبودى بحق فى الحقيقة بجز از وى وَسِعَ فرا رسيده كُلَّ شَيْءٍ بهمه چيز عِلْماً از روى دانش يعنى خداى بحق آنست كه علم او احاطه كرده باشد بهمه آشيانه قالب گوساله كه اگر زنده نيز باشد مثلست در غباوت و بلادت پس موسى بفرمود تا آنعجل را بسوختند و خاكستر آن را در دريا ريختند بعد از آن به حبيب خود (ص) خطاب ميكند بقوله كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ كاف منصوب المحل است بر مفعوليت اى مثل ذلك الاقتصاص نقص يعنى مانند اينقصه موسى را كه بر تو خوانديم ميخوانيم بر تو اى محمد (ص) مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ از خبرهاى آنچه بيقين و تحقيق گذشته از قرون سابقه و امور ماضيه و قصص و اخبار ايشان تا معجزه نبوت تو بود و زيادتى علم تو و تنبيه و تذكير مستبصران امة تو و تاكيد حجت بر معاندان تو وَ قَدْ آتَيْناكَ و بدرستى كه داده بوديم ترا مِنْ لَدُنَّا از نزديك خود ذِكْراً يادبودى كه موجب شرف تو و ساير عالميانست يعنى قرآن كه مشتملست بر اين اقاصيص و اخبار كه حقيقت است بتفكر و اعتبار و تنكير ذكرا براى تعظيمست يعنى ذكرى بزرگوار و تذكره عاليمقدار كه موجب نجات و سعادت در اين است مر كسى را كه روى باو آورده بآن متذكر و متعظ شود و گويند مراد بآن ذكر جميل آن حضرتست وصيت عظيم