تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٦ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
رجل من قريش الا و قد نزلت فيه آية او ايتان تقوره الى جنة او تسوقه الى نار تجرى فيمن بعده ان خيرا فخير و ان شرا فشر
صاحب احقاق آورده كه چهار هزار بار اطراف اصابع خود را تا مرفق بخايد و در هر بار حقتعالى دست وى را بروياند ديگر باره بخايد و از خائيدن آن بيخبر باشد يَقُولُ گويد از روى تحسر يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ كاشكى فرا ميگرفتم مَعَ الرَّسُولِ با پيغمبر خدا سَبِيلًا راهى كه وى فرا گرفته كه راه نجاتست و طريق حق يا وَيْلَتى واى بر من لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ كاشكى فرا نميگرفتم فُلاناً فلان يعنى ابى را خَلِيلًا دوست و با وى دوستى نميكردم و نزد مجاهد مراد شيطانست كه حامل عباد است بر مخالفت حق و بنا بر آنكه ظالم جنس است پس مراد هر خليلى است كه از راه حق و طريق هدى اضلال و اغواى صاحب خود كند و فلان كنايه از اعلامست هم چنان كه هن كنايه از اجناس است لَقَدْ أَضَلَّنِي بدرستى كه گمراه كرد مر او باز داشت عَنِ الذِّكْرِ از ياد كردن خدا يعنى كلمه شهادت يا موعظه پيغمبر (ص) يا كتاب خدا بَعْدَ إِذْ جاءَنِي بعد از آنكه آمده بود بمن و متمكن بودهام از آنكه بآن متعظ شوم وَ كانَ الشَّيْطانُ و هست ديو يعنى دوست گمراه كننده كه شيطان الانس است لِلْإِنْسانِ مر آدمى را خَذُولًا فروگذارنده در وادى هلاكت يعنى دوستى ميكند با آدمى تا آنكه او را بحد هلاكت رساند و بعد از آن او را واگذارد و هيچ نفعى باو نرساند و اين فعولست و ماخوذ از خذلان و يا مراد شيطان جن است كه ابليس است كه پيوسته وسوسه ميكند آدمى را بمخالفت خدا و رسول (ص) و چون در دام هلاك افتاد او را فرو ميگذارد و نفع نمى رساند بلكه از او تبرا ميكند لقوله كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ و شبهه نيست در آنكه مصاحبت اخيار و اشرار تأثير تمام دارد در هداية و ضلالت كما
قال النبى مثل الجليس الصالح كمثل الدارى ان لم يجدك من عطره يعلق بك من ريحه و مثل السوء كمثل صاحب الكبر ان لم يحرفك من شرار ناره علقك من نتن دخانه
يعنى مثل همنشين نيكو همچه مثل عطار است كه چون با او نشينى اگر چه عطر خود بتو ندهد اما از بوى عطر او بهرهمند شوى و زمانى آن بو با تو بماند و مثل همنشين بد همچه خداوند كوره آتش است اگر چه ترا بشرار آتش نسوزد اما گند دود آن در جامه تو بماند
و حقتعالى بعد از ذكر احوال مصاحبت اشرار و سوء عاقبت آن در دار قرار حكاية شكايت رسول (ص) ميكند از قوم خود و ميفرمايد كه وَ قالَ الرَّسُولُ و گفت رسول در دنيا يا