تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٣ - سوره النور(٢٤) آيات ٦٠ تا ٦٤
حقيقى يكديگر و اصل آنست كه هر گاه صداقت متاكد باشد علم برضا باكل قايم مقام اذنست از ابن عباس مرويست كه صداقت اقوى از نسب است چه اهل نار استغاثه نخواهند كرد با باء و امهات بلكه باصدقا استغاثه خواهند نمود و خواهند گفت كه فما الناس شافعين و لا صديق حميم و بدانكه بنا بر آن قول كه سبب نزول آيه تحرج صحابه بود از مواكله اهل علل على را بمعنى فى بايد گرفت يعنى نيست در مواكله با هر يكى از اينها حرجى آوردهاند كه بنى ليث بن عمرو كه از كنانه بودند تنها طعام خوردن را حرام دانستندى و از صبح تا شام خوان نهاده طلب مهمان كردندى و چون ثلثى از شب بگذشتى و مهمان نرسيدى آن گاه چيزى خوردندى و نزد بعضى جمعى از انصار مشقت بر نفس خود نهاده جز با مهمان طعام نخوردند و گفتهاند كه جماعتى از اجتماع بر طعام پرهيز نمودند و ابن عباس فرمود كه توانگران با درويشان طعام نخوردندى حق سبحانه آيه فرستاد لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ نيست بر شما گناهى أَنْ تَأْكُلُوا آنكه بخوريد طعام را جَمِيعاً در حالتى كه با هم مجتمع باشيد أَوْ أَشْتاتاً يا پراكنده و آكنده يعنى متفرق و تنها از يكديگر فَإِذا دَخَلْتُمْ پس چون درآئيد بُيُوتاً بخانههايى كه از بيوت مذكوره باشد يا بخانههاى خود يا بيوت خاليه يا مساجد يا مطلق بيوت و عموم اوليست فَسَلِّمُوا پس سلام كنيد عَلى أَنْفُسِكُمْ بر نفسهاى خود يعنى بر هم دينان خود كه بمنزله نفسهاى شمااند كه
المؤمنون كنفس واحدة
يا بر اهل خود كه از شمااند در دين و قرابة و ابن عباس گفته كه اگر مسجد يا خانه خالى بود بگوئيد (السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين) و از صادق (ع) مرويست كه
هو تسليم الرجل على اهل البيت حين يدخل ثم يردون عليه فهو سلامكم على انفسكم
و حسن گفته كه (ليسلم بعضكم على بعض) يعنى بعضى بر بعضى سلام كنيد مراد آنست كه چون كسى داخل شود در خانه و سلام گويد بر صاحب منزل و صاحب منزل رد سلام كند پس سلام كردن ثانى بمنزله سلام كردن مراد است بر خود زيرا كه فاعل سبب فاعل مسبب است و گويند اگر در خانه كسى نباشد بگويند (السلام علينا من ربنا و على عباد اللَّه الصالحين السلام على اهل البيت و رحمة اللَّه) و بر هر تقدير سلام كنيد تَحِيَّةً سلام كردنى مِنْ عِنْدِ اللَّهِ از نزد خدا يعنى ثابت بامر او و مشروع از نزد او و يا آنكه چون سلام بمعنى دعا است پس معنى آنست كه اجابت دعا از نزد او است يا بگويند السلام علينا من ربنا چنان كه گذشت و بنا بر اين جار و مجرور متعلق بسلمو است نه تحية پس در وصف آن ميفرمايد كه مُبارَكَةً بسيار خير و با بركت بود يعنى اميد داشته ميشود بآن زيادتى خير و ثواب و گويند كه وصف سلام ببركت بجهت آنست كه آن غرس