تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠ - سوره طه(٢٠) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
و گويند مراد بزرقة كورى و نابينائيست يعنى ايشان را در قيامت نابينا محشور سازند كقوله تعالى وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى و بنا بر اين تسميه عمى به زرقة بجهت آنست كه در حين ذهاب نور بصر حدقه ميل بزرقة ميكند و زهرى گفته كه زرق بمعنى عطاش است كقوله تعالى وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً و تسميه عطاش بزرق بجهت آنست كه تشنه از فرط عطش زرقة در چشم او طارى ميشود و نيز در صفت ايشان ميفرمايد كه يَتَخافَتُونَ بَيْنَهُمْ پنهان و آهسته گويند در ميان يكديگر يعنى بجهت فرط اهوال آن روز زهره آن نداشته باشند كه آواز بردارند بلكه نرم و آهسته با يكديگر گويند كه إِنْ لَبِثْتُمْ درنك نگرديد در دنيا إِلَّا عَشْراً مكرده شبان روز يعنى در جنب درازى مدت آخرت و طول لبث ايشان در دوزخ كوتاه شمرند مدت مكث را در دنيا و يا بجهت تاسف بر زندگانى دنيا در وقتى كه شدايد عذاب را معاينه بهبينند و بدانند كه ايشان مستحق آنند بسبب ضايع گردانيدن حيات دنيا در قضاى او طار و اتباع شهوات گويند كه ده روزه دنيا را كه عمل در آن موجب حيات ابدى و سعادت سرمدى بود از دست داديد اوقات خود را در بطالت و تباهى و حطام فانى آن گذرانيديد لا جرم بعذاب دائمى گرفتار گشتيد كه هرگز اميد نجات آن متصور نباشد يا بجهت شدت هول و عذاب آن روز مدت دنيا را فراموش كرده باشند و گويند مراد بعشر از نفخه اولى است تا به ثانيه كه چهل سالست و بجهت آنكه در اينمدت معذب نبوده باشند بر ايشان آسان گذشته باشد و پنداشته باشند كه ده روز بيش نبوده هم چنان كه كسى بتنعم سلوك ميكند مرور زمان بر او اندك مينمايد و نزد بعضى مراد مكث ايشان است در قبر كقوله تعالى وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ يعنى زعم ايشان چنان باشد كه ايشان زياده از ده روز در قبر نماندهاند و اين بجهت آن باشد كه عذاب قبر را نسبت بعذاب آخرت و اهوال آن سهل و آسان يافته باشند بر وجهى كه گوييا در خواب بودهاند و بعد از آنكه متنبه شوند و مشاهده انواع عقوبات آخرت كنند از غاية سهولت آن عذاب پندارند كه آن ده روزى بيش نبوده پس حق سبحانه ميفرمايد كه نَحْنُ أَعْلَمُ ما داناتريم بِما يَقُولُونَ بآنچه گويند و با يكديگر مشاورت كنند از تعيين مدت لبث إِذْ يَقُولُ وقتى كه گويد أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً اعدل و افضل ايشان يعنى تمامترين ايشان از روى راى و عقل كه إِنْ لَبِثْتُمْ درنگ نگرديد در دنيا يا در قبر إِلَّا يَوْماً مگر روزى يعنى مدت لبث شما در دنيا يا قبر مقدار يك روز بيش نبوده مراد آنست كه آن كسى كه در راى و سداد اصوب ايشان باشد گويد كه