تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٢ - سوره الحج(٢٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
و خواه سنت از امام محمد باقر (ع) روايتست كه در چهار چيز مكاس مكنيد در ثمن ضحايا و هدايا و در بهاى برده و كفن و كرايه چهارپايان تا بمكه از ابن عمر منقولست كه گفت پدرم ناقه نجيبهاى داشت كه بسيصد دينار سرخ از او ميخريدند وى بعرض سيد عالم (ص) رسانيد كه شتر مرا بسيصد دينار سرخ ميخرند مصلحت هست كه آن را بفروشم و بهاى آن را شتران متعدد بخرم و هدى كنم فرمود
بل اهدها
بلكه همان را هدى كن و در روايت آمده كه حضرت رسالت (ص) يك سال صد شتر نجيب را اهدا نمود كه در ميان آن شتر نرى بود در غايت نجابت كه حلقه طلا در بينى او كشيده بودند و ابن عمر شتران را محلل ميساخت بحلل مصرى و در مكه و منى ذبح ميكرد و بآن حلل كه بر آن بود تصدق ميكرد و نزد حسن مراد جميع شعاير دين اسلام است و احكام و حدود آن و تعظيم آن الزام نمودنست بهمه او امر و نواهى آن و مصداق قول ثانيست اينكه بعد از اين ميفرمايد لَكُمْ فِيها مر شما راست در شتران مَنافِعُ منفعتها از شير و پشم و موى و سوارى و حمل زاد و ساير اسباب بر آن إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقتى نام برده كه آن زمان نحر است يا تا قيامت اين اخذ منافع شما را جايز است و منسوخ نخواهد گشت يا از آن منتفع شوند تا حين مردن آنها ثُمَّ مَحِلُّها پس جاى نحر آن منتهى است إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ بخانه آزاد از غرق يا از تسلط جبابره يا خانه قديم يا بزرگوار مراد خانه كعبه است و وجه تسميه آن انفا سمت ذكر يافت از ابن عباس مرويست كه اخذ منافع از بدن قبل از آنست كه نام هدى بر او اطلاق كنند و اشعار يا تقليد كنند يعنى كوهان وى شكافند و يا نعلى كه در آن نماز گذارده باشند در گردن آن آويزند و فقهاى ما متفقاند بر جواز اخذ منافع مذكوره از آن و اگر چه بعد از اشعار يا تقليد باشد وقتى كه ضررى بآن و ولد آن نرسد و اين را از امام محمد باقر (ع) نقلكردهاند و محل نحر بدن در مكه است به حزوره اگر هدى براى عمره باشد و در منى اگر براى حج بود پس مراد نحر است در حرم كه آن در حكم بيت است زيرا كه حريم بيت است و در مجمع البيان آورده كه كسانى كه شعاير را بهدى تفسير كردهاند مراد بمنافع ركوب ظهور و شرب البان آنست و اين مرويست از ابى جعفر (ع) و عطاء ابن ابى رياح و شافعى بر اينند و بنا بر اين اجل مسمى زمان نحر است و مجاهد و قتاده و ضحاك بر آنند كه مراد بمنافع نسل آن و ركوب طهر و اصواف دوابا انست تا محلى كه نام هدى بر او واقع شود و بعد از آن منافع آن منقطعست و اين موافق قول ابن عباس است چنان كه گذشت و قول اول اصح است زيرا كه قبل از اطلاق هدى بر آن آن را شعاير نميگويند و اما كسانى كه گفتهاند كه شعاير مناسك حج است پس مراد بمنافع تجارتست و باجل مسمى زمان عود از مكه و آنها كه شعاير را بدين اسلام تفسير مى كنند مراد ايشان بمنافع اجر و ثوابست و باجل مسمى قيامت و مراد بمحلهاى الى البيت العتيق كعبه